پديدار شد و به پيشنهاد روسها ، به اميد ديدار با برادرش كه يك سال پيش ، در سال 1925 م . به گذشتن از مرز خوانده شده بود و وعدهء تشكيل يك شوراى انقلابى ، به آن سوى مرز . . . مىرود .
در سال 1926 م . است كه شروين ، برادرش ، از زندانهاى تاشكند آزاد مىشود و ديدار دو برادر به وسيلهء « لاهوتى » و چند افسر روسى رخ داد . . . و شروين بنا به خواهش خودش به دانشگاه لنينگراد راه يافته و سالار جنگ به مدرسه توپخانه در نزديكهاى لنينگراد و پس از آن نيز به خواهش خودش به آكادمى جنگ « فرونزه » پذيرفته مىشود .
آكادمى هنوز پايان نيافته بود كه سالار به جرم ناپوليونيهاى مارشال توخار چوسكى با بسيارى در همين آكادمى مغضوب مىشود . وى به عزم فرار از روسيه ، در مرز تاجيكستان گرفتار و به سيبرى تبعيد مىگردد . پس از بيست سال رنج در آن يخستانها ، در دورهء « خروشف » وى با تلاشهاى زياد تبرئه و به وسيلهء سفير كبير ايران ، « آدميت » ، به آرزوى خود يعنى بازگشت به ايران نايل و در ذوب آهن اصفهان استخدام مىشود . چيزى نمىگذرد كه در همان اصفهان در سال 1340 خورشيدى دچار سكته مغزى شده درمىگذرد .
برادرش شروين كه در سال 1945 م . پس از پايان جنگ ، از آلمان به مرزوبوم خويش بازگشته و صاحب كرسى فلسفهء تاريخ در دانشگاه شيراز بود بىدرنگ به اصفهان شتافته و پيكر برادرش سالار را . . . وارد تهران كرده و سپس در سواد كوه به خاك مىسپارد . « 1 » و « 2 »
از يادگارهاى او تنها پسرى است كه با مادرش در روسيه مانده است . . . » « 3 »
« . . . روى هم رفته ( گپئو
G . P . U
) يا شمشير بىباك انقلاب كمونيستى در تعيين و تنظيم و اجراى سياست خارجى شوروى ( سابق ) نسبت به ايران نقش عمده و مهمى بازى
هامش
( 1 ) . در اطلاع بعدى توسط تلفن ، نويسندهء همين سرگذشتنامه ، خبر درگذشت لهاك خان را خرداد 1347 ش . اظهار داشت و آقاى محمد رضا لقمانى از دبيران بازنشستهء آموزش و پرورش خراسان كه با خانوادهء پرفسورشروين باوند در ارتباط بودند ، اين خبر را صحيح مىدانند ، سندى است در مورد سرگذشت سالار جنگ ، نزد نگارنده موجود است .
( 2 ) . پرفسورآريا پارت شروين باوند ، برادر سالار جنگ در نيمهشب نهم شهريور 1372 ش . در سن 98 سالگى بر اثر سكتهء قلبى درگذشته است .
( 3 ) . از لهاك خان سالار جنگ يك پسر به نام قباد گنادى در روسيه باقى مىماند .