آن حضرت به درجهء همين صلوح رسيدهاند آيهء كريمهء قرآن از قول حضرت رسول ناطق است كه :
إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ
. « 1 » اوّلا آن حضرت در اين آيه اثبات ولايت مطلقهء حضرت احديّت را براى خود نموده سپس مىفرمايد كه ولىّ من آن كسى است كه تولّى امور صالحين را مىنمايد ، پس معلوم مىشود كه در آن زمان افرادى از مخلصين به مقام صلوح مىزيستهاند و پروردگار متولّى امور ايشان بوده است . بنا بر آنچه ذكر شد معلوم مىشود كه سرّ دعاى انبياء سلف و توسّل آنها به خمسهء آل طهارت يا به ائمّهء طاهرين چه بوده و علوّ رتبت مقام صلوح در آنان تا چه سرحدّى است كه مانند حضرت إبراهيم پيغمبرى لحوق خود را به آنها از خدا مىخواهد .
و امّا دليل بر آنكه انبياى عظام به مقام اخلاص رسيدهاند را به وجوهى از آيات شريفهء قرآن مىتوان استفاده نمود .
اوّل : از طريق حمد ايشان ، چنان كه در قرآن مجيد وارد شده است ، چه به نصّ قرآن توصيف و تمجيد چنان كه سزاوار مقام حضرت احديّت است براى احدى ممكن نيست مگر توصيف و تمجيد بندگان مخلصين خدا : قال عزّ من قائل :
هامش
( 1 ) آيهء 196 ، از سورهء 7 : اعراف : [ همانا ولىّ و صاحب اختيار من خدائى است كه كتاب را نازل ساخته و او ولايت و صاحب اختيارى امور صالحان را دارد ] .