تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
واقع نمىشود ، عدم ارتسام عناوين در عقل و ذهن ، گاهى از فرط بطلان و گاهى از تماميت ذات و كمال حقيقت است ، لذا حقيقت حق ، از فرط فعليت ، وجود ذهنى واقعى ، ندارد ، و عناوين باطل از نهايت بطلان . تفصيل اين بحث موكول است به مفصلات از كتب حكمى و فلسفهء نظرى . محصل كلام آنكه مفاهيمى كه عنوان و ذات آن مفاهيم ، از تحقق خارجى امتناع دارند ، و باطل‌الذاتند ، صورت صحيح و مستقل و ذات و صريح و تمام ، در مشهد ربوبى و حضرت علميه و مقام واحديت ندارند . اين قبيل از الفاظ ، الفاظ ظهر تحتها العدمند ، و تسمى منكرا من القول و زورا . قسم ديگر از مستحيلات ، كه تحقق خارجى ندارند ، ولى عنوان از براى ذات باطل نمىباشند ، ثبوت نفسى الامرى باعتبار تقرر ماهوى دارند ، و در مقام علم و واحديت صور اسماء حقند ، ولى داخل در دايرهء وجود نيستند . چون صور اسماء غيبى راجع باسم باطن مىباشند ، و داخل در وجود و ظهور نمىشوند . چون ظهور و وجود ، ضد بطون و خفااند ؛ ولى بايد دانسته شود ، اسم باطن دو وجهه دارد : از جهتى با ظاهر اجتماع دارد ، و از جهتى ضد ظاهر است . حقايق امكانى كه داراى دو جنبه‌اند به اعتبارى ظاهر و به اعتبارى باطنند ، ولى مستحيلات ، صورت اسماء غيبى مختص به باطنند ، موجودات امكانى صور اسماء غيبى حقند كه اختصاص باسم باطن محض ندارند . اين اسماء ، از همان اسمائى هستند كه شيخ اكبر در فتوحات گفته است : اسماء خارج از خلق و نسب در مقام بطون ذات ، تقرر دارند ، و تعلق به اكوان ندارند . به همين اسماء حضرت رسول در دعاى خود نظر داشته است كه فرموده است : « او استأثرت به في علم غيبك » . چون اين قبيل از اسماء حق اختصاص باسم باطن محض دارند و از ظهور فرار مىنمايند ، ناچار صور و تعين اين اسماء ، وجودات علميه‌يى هستند در غيب ذات و مستور در مقام لا تعين كه داخل در دايرهء وجود عينى و ايجاد خارجى نمىشوند . « 1 » اهل عقل كه طعم شهود را نچشيده‌اند ، به اين قسم از ثابتات و اسمائى كه در باطن آن ثابتات
هامش
( 1 ) . در شرح مفتاح و برخى ديگر از كتب عرفانى ، تصريح شده است كه اين قبيل از صور كه تعين اسماء