بيان علم حق باشياء قبل از ايجاد
حقيقت مقدسهء حق ، چون بحسب وجود بسيط الحقيقه و جامع جميع نشئات و فعليات و مبدا همهء كمالات است ، بايد در مقام ذات ، همه مراتب وجودى مكشوف و معلوم او باشند ، و بنحو تفصيل به همه عوالم وجودى عالم بشد . به همين معنا اشاره فرموده است :
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ »
، مفاتيح صور تفصيليه و غيب مقام ذات و غيب هويت حق و كنز مخفى است ، كه از آن بمقام لا اسم له و لا رسم له ، تعبير شده است . دليل بر عالم بودن حق بجميع عوالم ( بنحو تفصيل ) ، همان بودن اوست ، عقل بسيط و بسيط الحقيقه و واجد جميع شئونات و كمالات « صدر المتالهين » ، از اين علم تفصيلى ، تعبير بعلم عنائى فرموده است .
عنايت بنا بر طريقه صدر الدين ، كه قائل بعلم تفصيلى ، در موطن ذات است ، عبارت از علم ذاتى حضورى كاشف از جميع اشياء بنحو تفصيل در مرتبهء ذات قبل از وجود موجودات مىباشد . برهان بر اين مطلب عظيم كه از مبتكرات اين علامه است ، توقف بر بيان مقدماتى دارد كه در كتب خود ، آن مقدمات را بطور كامل بيان فرموده ، آن مقدمات هم از مطالبى است كه در غير كتب اين حكيم متبحر شيعى اثنا عشرى موجود نمىباشد .
مقدمهء اول : آنكه موجوداتى كه داراى ماهيت كليهاند ، در مصداق بودن از براى مفاهيم مختلفند ، برخى بحسب وجود خارجى بسيطند ، اگر چه در موطن عقل تركيب دارند ، بعضى از موجودات ، مركب از ماده و صورت خارجيهاند ، و هر ماده و صورت خارجيه هم بهنحوى از انحاء اتحاد با هم متحدند . آن چيزى كه منشاء و مبدا انتزاع جنس و فصل است ، وجود واحديست كه داراى دو جهت است يا بيشتر از دو جهت دارد ، ولى همه جهات به يك وجود موجودند . مركبات موجودهء در
هامش
مرتبهى ذات مكشوف حقند و ذات او علم تفصيلى و كشف حقيقى است نسبت به همهى اشيا چون همهى حقايق بنحو كثرت در وحدت در مقام ذات موجودند .
اين عبارت را ملا صدرا از مقدمهى قيصرى بر فصوص برداشته است .