تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
اوست و چون حقيقت ابصار نزد شيخ الاشراق بخروج شعاع و انطباع نمىباشد و به اضافهء نوريه بين نفس و مبصر است ، قدرت و علم و بصر در حق شىء واحدند . و چون علم حق باشياء ، نزد مشائين بصور مرتسمه و رسوم علميه است ، ناچار بصر در حق برگشتش بعلم است ، هر صورت كليه اگر تخصيص هم بر آن وارد شود ، جزئى نخواهد شد ؛ بلكه كلى و مثاليست و معلوم شخصى و آبى از صدق بر متكثرات نمىباشد . علم بنا بر طريقهء شيخ الاشراق ، اضافهء قيومى حق بجميع كائنات و اضافه قيوميه‌اش بعينها ابصار است . در مبحث بعدى خواهيم گفت كه جميع اضافات متعدد ، برگشتشان به اضافه واحد است ، كه اضافه نورى حق باشد بجميع كائنات . علت عدم حجاب بين حق و اشياء ، احاطهء قيوميهء مبدا وجود است بر جميع موجودات و هيچ موجودى از حيطهء قدرت و علم و ارادهء حق خارج نمىباشد ، و خداوند بواسطهء احاطهء قيوميه و در برداشتنش جميع فعليات و نشئات را حجابى بين او و اشياء نمىباشد . به همين جهت ذات و حقيقت هر شىء از براى او مكشوفست و اشراق حضورى نزد ارباب معرفت اشرف و اتم انحاى ادراك است . ارتسام صور در ذات حق ، موجب تكثر ذات و علت انثلام وحدت حقيقيه حق مىباشد ، و جميع صفات كماليه بوجود واحد در ذات او موجودند . شيخ اشراق براى ابطال قول حكماى مشائين ، گفته است « 1 » : « و المشّائيّون و اتباعهم قالوا علم واجب الوجود ، ليس زائدا عليه « 2 » ، بل هو عبارة عن عدم غيبته عن
هامش
( 1 ) . شرح حكمة الاشراق چاپ سنگى طهران 1313 ص 359 . ( 2 ) . اگر علم واجب زائد بر ذات باشد چون علم عبارت است از حصول اشياء در ذات عالم بايد ذات حقه‌ى احدى متكثر باشد ، بلكه علم واجب نزد مشائين بذات خود عبارت است از حضور ذات از براى ذات و عدم غيبت ذات از ذات به آنها گفته مىشود : جائز نيست علم باشياء سبب وجود آنها شود چون اگر بداند بعد از دانائى علم باشياء لازم آيد علم باشياء مقدم بر اشياء و عدم غيبت از اشياء مىشود چون علت بايد بر معلول بالذات مقدم باشد چون عدم غيبت از اشياء بعد از تحقق وجود اشيا مىباشد چون عدم غيبت از موجودات در حال عدم موجودات محال است . اشياى معدوم در خارج اگر در ذات ربوبى حاصل گردند بنحو ارتسام كما اينكه مشاء علم به غير را بنحو ارتسام مىدانند به عبارت ديگر علم حق باشياء اگر عبارت از عدم غيبت اشياء از حق تعالى باشد با تجرّد جائز نيست كه علم حق به اشياء مقدم بر اشياء باشد و وجود اشياء منوط بعلم حق تعالى