تخصيص بر آن وارد شود ، اباء از قبول شركت ندارد ( چون مناط جزئيت يا احساس است يا علم حضورى ) ، لازم آيد كه حق تعالى به جزئيات از جهت آنكه جزئى هستند ، عالم نباشد همهء صفحات وجود را ، چه ابداعيات و مجردات و چه ماديات و كائنات را با صورت ذهنى ادراك نمايد ، و نفس حقايق اشياء براى او مكشوف نباشد ، در حالتى كه جميع كائنات و ابداعيات از او صادر و فايضند و او مبدا جميع موجودات حسى و خيالى و عقلى مىباشد ، بدون آنكه براى حق بحسب ذات مكشوف باشند ، فايض و صادر نخواهند شد .
تتمهء اشكالات ملا صدرا را بر طريقهى مشاء و همچنين اشكالات متعدد او را بر طريقهء اشراق ، كه در مبدا و معاد متعرض نشده است ، ولى در اسفار بيان كرده است با زيادت تحقيق و توضيح از نگارنده در رسالهء مستقل كه در علم بارى به اشياء تصنيف كردهام ، بيان نمودهام . آخوند ملا صدرا در تفسير قرآن به بيان جامع بين عرفا و متالهين از حكما در اين مسئله سخن گفته است ، ما اقوال كافهء محققان را در علم بارى در اين رساله ذكر كردهايم . مراجعه به اين رساله ، اهل تحصيل اين فن را مستغنى از كتب مؤلفهء در علم ربوبى مىنمايد .
بيان علم حق تعالى بنا بر قاعدهء اشراق
شيخ الاشراق در حكمت الاشراق ، « 1 » در بيان علم حق گفته است : « لما تبين ان الابصار ليس من شرطه انطباع شبح او خروج شىء ، بل يكفى عدم الحجاب بين الباصر و المبصر ، اذ عند مقابلة المستنير للعضو الباصر يقع علم اشراقى للنفس .
فنور الانوار ظاهر لذاته على ما سبق ، و غيره ظاهر له ،
لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ
، اذ لا يحجبه شيء عن شيء ، انه اذا لم يحجبه شيء عن شيء ، فعلمه و بصره واحد و نوريته قدرته » .
بنا بر طريقهء شيخ الاشراق و اتباع او ، علم حق عبارت از اضافهء نوريهء حضوريه اشراقيه بين او و اشياست . بنا بر طريقهء شيخ الاشراق ، علم حق برگشتش ببصر
هامش
( 1 ) . شرح حكمة الاشراق جزء ثالث چاپ سنگى طهران سنهى 1313 ق . ص 358 .