بذات حق حضورى دانسته ، ولى علم حق بمراتب امكانى را علم حصولى مىدانند .
اول اشتباه اين جماعت آنست كه علم حق را نسبت بموجودات امكانى حصولى مىدانند ، با اينكه حق تعالى احاطهء قيومى باشياء دارد ، و هيچ موجودى از حيطهء وجود او خارج نيست ، چنين موجودى احاطهء حضورى بحقايق دارد .
اشتباه ديگر اين اعاظم ، همان قول بارتسام صور علميه در ذات حق است ، اين خود مستلزم محذوراتى است ، كه شيخ الاشراق و خواجهء طوسى و صدر المتألهين در كتب خود مفاسد اين قول را مفصلا بيان كردهاند . اگر چه همه اشكالات شيخ مقتول و خواجه بر مختار اين اعاظم ، وارد نيست . ملا صدرا ، بطور تفصيل در الهيّات اسفار اين مسئله را بيان كرده است . تحقيق كامل اين قول در بين حكماى اسلامى اختصاص به ملا صدرا دارد ، و احدى از حكما و عرفا در بيان و تحقيق اين مسئله ، كه از غوامض است ، هم پايه و هم سنگ اين حكيم متأله نمىباشد .
شيخ الاشراق و اتباع او ، قائلند كه نفس حضور سلاسل ممكنات بحسب وجود ، نسبت به حق تعالى ، علم تفصيلى حقند ، و از براى ايجاد حقايق ، حق احتياج بعلم تفصيلى ندارد ، و همان علم تفصيلى او بذات و علم اجمالى بمراتب كائنات ، كافى از براى صدور حقايق امكانى است . ملا صدرا در مبدا و معاد ، همين قول را اختيار كرده است ، و از قرار تصريح آن جناب ، مدتها همين مبنا را مىپسنديده است ، تا آنكه بعدها براى او قوت بصيرتى حاصل شده است ، و اين قول را مردود دانسته ، و همانطورىكه قبلا تقرير شد ، علت وجودى اشياء بايد قبل از وجود ممكنات بنحو تفصيل ، عالم بممكنات باشد ، و علم اجمالى بخلق قبل از ايجاد ، شبيه فقدان علم است .
قول ديگر در علم حق ، همان مختار خواجه است در بعضى از كتب خود ، بنا بر اين مختار ، حق بنفس علم بذات خود از باب ملازمهء بين علت و معلول ، بحقايق امكانيه عالم است ، النهايه بعقل اول كه معلول اول است ، علم تفصيلى در مقام ذات دارد ، و ملاك علم او بحقايق امكانيه صور مرتسمهء در عقل است ، وجوه بطلان اين مشرب را ما بيان كرديم .
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: سيد جلال الدين آشتياني
ص٢٩٢