تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
مىتواند بدون لزوم تكثر ، عالم بمتكثرات ، در موطن ذات خود بوده باشد ؛ چون جميع حقايق وجودى عين وجود حقند . در مقام اطلاق ذاتى ، و غير حقند باعتبار تعينات ؛ چون بنا بر وحدت اصل وجود ، يك شىء موجود به اعتبارى ظاهر و به اعتبارى مظهر است و تعدد اعتبارى است . حقيقت وجود باعتبار سعه و تماميت ، ملاك نفس‌الامريت و حقيت جميع اشياء است ، و اين حقيقت از نهايت تماميت و جامعيت نسبت به همه حقايق ، عبارتست از علمى كه در بردارد جميع صور اشياء را اعم از كليات و جزئيات و بالجمله آنچه كه صلاحيت از براى معلوم بودن دارد ، واجد است و هيچ موجودى از حيطهء اين علم ذاتى خارج نيست . « 1 » اگر كسى بگويد : علم حق تابع معلوم اوست ، معلوم حق با اين فرض ، موجودات خارجيه نيستند ؛ چون حق در اين مشهد به عين علم بذات ، حقايق را شهود مىنمايد و علمى كه عين ذات حق است ، چگونه مىشود كه نفس الامر و مقام علم به حقايق امكانى باشد ، چون علم به غير مطلقا ملازم با اضافهء به غير است ، پس بايد ملاك نفس‌الامريت اشياء ، همان حاق وجودات خارجيه باشد ، و علم حق تابع و حاكى از حقايق خارجيه است . بنا بر اين ، نفس الامر همان حد ذات حقايق امكانى است ، و علم حق در نفس الامر بودن ، تابع وجود خارجى معلولات
هامش
( 1 ) . حكماى الهى از اين ذات و حضرت علمى تعبير به بسيط الحقيقه نموده‌اند « بسيط الحقيقة كل الاشياء الوجودية لا يغادر صغيرة و لا كبيرة الا احصاها » صدر المتالهين به همين طريق علم تفصيلى حق را باشياء قبل از موطن خارج اثبات نموده است رجوع شود به اسفار اربعه الهيات بمعنى اخص چاپ طهران 1282 ص 31 تا ص 70 ملا صدرا در خلال و مطاوى فصول اين كتاب مباحث نفيسى را ذكر كرده است رجوع شود بشرح حال و آراء فلسفى ملا صدرا مسئله‌ى علم حق تاليف نگارنده . ما بطور تلخيص مختار ملا صدرا را در اين رساله و در تعليقات خود بر شرح مشاعر بر طبق طريقه‌ى آخوند ملا صدرا ، علم تفصيلى حق را بموجودات قبل از ايجاد بيان كرده‌ايم . بنا بر طريقه‌ى عرفا هم علم تفصيلى براى حق اثبات مىشود ولى با توجيه و تقرير بعضى از كلمات و تاويل قسمتى از گفته‌هاى آنها . اين اعاظم ملاك علم حق را مفاهيم و اعيان ثابته دانسته‌اند و از براى ماهيات مرتبه‌اى از تقرر قائلند در حالتى كه بنا بر مسلك حق علم و قدرت و اراده‌ى حق به حاق وجودات تعلق مىگيرد .
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 289 | سيد جلال الدين آشتياني