تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
اينكه عين عقل اول و يا صور قائم بعقل اول باشد ؛ چون حقيقت عقل ، جوهر است و صورت علميهء مضاف به غير يا نفس اضافه ، عرض است . ملاك جوهريت عقل نزد عرفا ، همان سريان هويت الهيه در حقايق است ، بنا بر اين ، ممكن است از اين جهت عقل كه همان ظهور هويت حق است ، علم حق باشد ؛ ولى اين معنى نزد حكما كه قائل به تباين در وجودند ، تمام نيست . پس علم بنا بر مبناى حكما نمىشود جوهر باشد ، بلكه علم نزد كسانى كه قائل به تباين حقايقند ، بايد عرض باشد . علاوه بر اين ، همان‌طورىكه حق اول ، عالم باشياء است ، يعنى علم او باشياء تعلق گرفته است ، همچنين قادر بر اشياء نيز هست ، يعنى هم علم حق باشياء و ممكنات تعلق گرفته است ، و هم قدرتش شامل جميع مراتب وجودى است . اگر عقل اول ، علم حق باشد ، و بايد قدرت او هم باشد ، كما اينكه وجود خارجى عقل ، علم حقست ، بايد وجود خارجى عقل « بعينه » قدرت حق نيز باشد و هيچ ترجيحى در بين وجود ندارد ، بلكه ترجيح در طرف قدرت است ، چون نزد حكما ، قدرت حق بر جميع كائنات تعلق گرفته است و همه مراتب وجودى مشمول و متعلق قدرت حقند ؛ ولى همهء موجودات مشمول علم حق نيستند ، چون ملاك علم حق بمتكثرات ، باعتبار صورتهائى است كه از حق در عقل تحقق پيدا نموده است . ديگر آنكه ، جمعى از حكما قائلند كه ملاك علم حق باشياء ، بصور مرتسمهء در حق است و جمعى قائلند كه جزئى بما هو جزئى مشهود حق نيست ، ولى همه قائلند كه همه حقايق بحسب نفس ذات ، متعلق قدرت حقند . بايد به همين نحو كه ما تقرير نموديم ، معنى نمود ، اين عبارت مصنف علامه را : « فكونه [ العقل ] عبارة عن علمه دون قدرته ، ترجيح بلا مرجح . . . » . « 1 »
هامش
( 1 ) . چون جميع صفات كمالى حق عين ذات اوست بايد جميع صفات در احكام متوافق باشند يعنى جميع موجودات همان‌طورىكه مراد حقند مقدور حق نيز مىباشند همان‌طورىكه معلوم حقند مراد حق نيز هستند همان‌طورىكه ذات حق ، صرف علم باشياء است صرف قدرت و صرف اراده نيز نسبت باشياء مىباشد .
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 285 | سيد جلال الدين آشتياني