يكى از مسائل مهمى كه معركه آراء بين حكما و عرفا و متكلمان است ، مسئلهء علم حق باشياء خارجيه است قبل از وجود اشيا « در موطن علم حق » ، و همچنين علم حق باشياء بعد از وجود خارجى آنها ، و كيفيت تعلق علم او بحقايق بعد از تحقق خارجى اشياء ، كه علم بعد از ايجاد باشد ، نيز از مباحث مهمّ حكميه و از مسائل مهم عرفانى و از مطالب مهم كلامى است . تصور كيفيت تعلق علم ربوبى بجزئيات و كليات در موطن ذات ، از اصعب « 1 » مبانى علميه است .
متكلمان از معتزله و اشاعره « اهل سنت و جماعت » ، در اين باب كلمات سست و واهى و خارج از مبانى و مخالف با قول اهل تحقيق و مباين با مطالب قرآنى و سنت پيغمبر ، زياد دارند ، بلكه كتب و مسفورات آنها مملو از مجازفاتست ، مثل قول به زيادتى صفات كماليه بر ذات حق ، و نفى كمالات از مقام ذات ربوبى و نفى مطلق صفات كمالى از حق ، و قول به نيابت و حدوث ارادات متجدده بر ذات ، و غير اينها از مطالب . طايفهء شيعه بواسطهء متابعت از ائمهء معصومين و حملهء وحى ، از ارتكاب اين اقوال مصون ماندهاند .
بعضى از حكماء متاخرين ، « 2 » بواسطهء احتراز از قول مشائين ، كه ملاك علم حق را بصور مرتسمه دانستهاند ، قائل شدهاند كه علم حق بذات خود ، عين ذات اوست . « اين معنى اتفاقى محققان از اهل نظر است » ، ولى علم او باشياء ممكنه و ملاك انكشاف حقايق قبل از ايجاد حقايق ، به صورى است كه از اشياء در وجود عقل اول ارتسام دارد ، چون قول بارتسام صور علميه در مرتبهى متاخرهء از ذات
هامش
( 1 ) . آخوند ملا صدرا در اسفار اربعه و مبدا و معاد و تفسير بر قرآن و برخى ديگر از كتب خود بتفصيل متعرض اقوال حكما از اقدمين متأخرين شده است ما اقوال و كلماتى كه از اعاظم اهل حكمت قابل اعتناء است در اين شرح تحقيق مىنمائيم .
( 2 ) . قائلان به اين قول خواجه طوسى و بعضى ديگرند كه بواسطهى فرار از التزام بصور مرتسمه كه شيخ رئيس و ساير مشاء برآنند و فرار از قول كسانى كه علم تفصيلى را در ايجاد لازم ندانستهاند ، اين قول را اختيار نمودهاند . اين قول نيز مانند ساير اقوال در علم حق باطل است چون علم و هر صفت كمالى حق بايد در موطن ذاتش ثابت باشد حتى ارتسام صور در مرتبهى متاخرهء از ذات از اين جهت نيز باطل است ، كه كمال متاخر از ذاتست چگونه مىشود علم كمالى حق باشد .