عرفاى منسوب باهل سنت و جماعت ، مثل محقق قيصرى مؤلف همين شرح ، و ملا عبد الرزاق كاشانى ، استاد محقق قيصرى و جمعى ديگر آن را نقل و شرح كردهاند . مضامين اين قبيل از مأثورات ، به نظر نگارنده غلوآميز نيست و اينكه انسان كامل بايد در جميع مظاهر وجودى و حقايق كونيه سير نمايد و انسان كامل ختمى محمدى و اهل بيت او « عليهم السلام » ، واسطهء در فيض وجودند و همهء مظاهر وجودى از سعدا و اشقيا ، تجلى و ظهور انسان كامل محمدى ختمى مىباشند ، شكى نيست . و كسانى كه محروم از ادراك ذوقيات هستند ، اين قبيل از مضامين را بديده انكار مىنگرند . اين قبيل از مطالب عاليه ، كه در مرتبهء اعلاى از معارف قرار گرفته است ، صعب المنال و بعيد الغور است ، و انكار آن ناشى از بىذوقى و غفلت از سرّ ولايت است ، و تصلب در انكار ، حاكى از شقاوت و محروميت از فيوضات خاصهء اهل بيت ولايت و عصمت است . اين حقايق عرفانى ، علاوه بر آنكه منافى با توحيد فعلى و صفاتى و ذاتى نيست ، بلكه اصل توحيد و اعتقاد بتوحيد صحيح ، كه در آن بوجه من الوجوه شائبهء شرك و دوبينى و دو پندارى موجود نباشد ، متفرع بر شناسائى باطن ولايت است ، و اعتقاد به اينكه حقيقت محمديه « ص » حقيقت جميع حقايق است ، و تجلى صفتى و فعلى و ذاتى حق ، از مشكات خاتم انبياء محمد « ص » و خاتم اولياء ، ( مهدى موعود در آخر زمان ) است . بعد از آنكه ما معتقد شديم كه مقام ولايت كليه ، مقام ربط اشياء و كثرات ، به حق است و اولياى محمدى ، همه از ظهورات و تجليات حقيقت محمديهاند و حقيقت محمديه ، نيز همان ظهور و تجلى حق است و آنچه را كه واجد است ، در واقع و نفس الأمر ، فيض اطلاقى حق است ، كه آن حقيقت را بكمال رسانيده است و آن حقيقت ، هر چه از كمالات را واجد است « بذات خود فقير » و از حق مطلق اخذ نموده است ، ولى قسط او از فيض وجود ، بيشتر از ديگران است ؛ چون مظهر تجلى ذاتى حقست . بنا بر اين ، شبههء شرك يا جبر و يا تفويض پيش نمىآيد ، لذا از مقام ولايت صادر شده است : « نزّلونا عن الربوبية و قولوا في حقنا « او فينا » ما شئتم » . سيأتى في هذا المقام زيادة تحقيق و تدقيق انشاءالله تعالى .
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: سيد جلال الدين آشتياني
ص٢٧٩