اين حكم در كليات از حقايق كه در جزئيات تجلى و ظهور دارد ، جارى است . حقيقت انسان كامل ، باعتبار مظهريت اسم جامع ، از اين شأن الهى بهره دارد . در مقام تحقق مظهريت اسم جامع در صور موجودات ، ظهور و تجلى مىنمايد و تقيد و انحصار در مظاهر ندارد و شأن چنين حقيقتى ، سريان در جميع موجودات است و جميع حقايق منبعث از تجليّات انسان كامل ختمى مىباشد .
محقق شارح « قده » در فصل ثامن اين معنى را بيان نموده و قسمتى از خطبهء حضرت ولايتمدار على مرتضى را در اين باب ذكر نموده است ، در خطبهيى آن جناب ، تجلى و ظهور خود را در مراتب اكوان بيان فرموده است ، اين خطبة را عارف كامل شيخ رجب برسى « معروف بحافظ رجب » ، « 1 » نقل نموده است . بعضى ديگر از علماى اماميه « كثرهم اللّه » مثل محقق فيض كاشى ، اين خطبه را در كتب خود ذكر نمودهاند . برخى از اهل ظاهر از علما ، خطبه را مجعول مىدانند ، چون در مسفورات اقدمين اين كلمات را نديدهاند ، علاوه بر اين ، مضامين آن را صريح در غلو مىدانند و معتقدند كه غالين اين خطبه و چند خطبه ديگر را جعل كردهاند ، نگارنده چند سال قبل راجع به اين كلمات تفحص زيادى در كلمات و مسفورات محدّثين و روات از فرقهء ناجيهء شيعه و اشياخنا الاماميه ، « رضى اللّه عنهم اجمعين » ، نمودم . در مآخذ صحيح آن را نيافتم ، « 2 » علماى عامه يعنى برخى از
هامش
( 1 ) . رجوع شود بمشارق الانوار حافظ رجب ، « مشارق انوار اليقين فى كشف اسرار امير المؤمنين » ، آخر كتاب مشارق ، خطبهء بيان و خطبهء تطنجيه .
در آمل الآمل در ترجمهى حافظ رجب برسى « كان فاضلا محدثا ، شاعرا ، اديبا منشاء له كتاب مشارق الانوار فى اسرار المؤمنين و في كتابه افراط و ربما ينسب الى الغلو » .
( 2 ) . محدث كامل ، مرحوم علامهء مجلسى در مقدمهء كتاب بحار الانوار گفته است : « و كتاب مشارق الانوار للحافظ رجب البرسى ، لا اعتقد على ما يتفرد بنقله ، لاشتمال كتابه على ما يوهم الخبط و الخلط و الارتفاع - عارف كامل ، فيض كاشانى « ره » ، در كلمات مكنونه ، چاپ طهران 1383 ه ق .
ص 196 ، بعد از اثبات ولايت كليه به طريقهء عرفا گويد : و يؤيد ما قدمناه و تشيد ما اصلناه ما رواها الشيخ الحافظ رجب بن محمد البرسى الحلى رحمة اللّه تعالى الخ » . اين چند خطبه را به دو طريق علماى عامه روايت كردهاند عرفاى عامه مخصوصا محيى الدين - و اتباع او به اين چند خطبه اهميت دادهاند .