تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
بين علت و معلول و اينكه معلول مرتبهء نازلهء علت است ، و علت اصل و تمام و كمال معلول و محيط بر معلول است به احاطهء قيومى ، به تعبيراتى كه ما نقل نموديم ، در كتب خود ذكر كرده‌اند : « ان الشىء لا يصدر عنه و لا يثمر ما يضاده » ، عدم اثمار شىء امر مباين با وجود خود و عدم صدور شىء از امرى كه با آن شىء تباين و تضاد داشته باشد ، همان عدم جوائز صدور مباين از مباين است . از اين معنى كه معلول بايد مرتبهء نازل وجود علت باشد ، و علت موجد معلول كه منشاء افاضهء معلول است ، استفاده مىشود معلول بايد فرع و ظل و تعين و تشأن علت باشد . علت ، اصل و معلول فرع ، علت تام و معلول ناقص ، علت شىء و معلول فىء ، علت عاكس و معلول عكس وجود علت مفيض وجود است . در كتب عرفا به اين نحو تعبير شده است : « ان الشىء لا يثمر ما يشابهه كل المشابهة » و از اينكه بايد علت و معلول دو موجود متباين من جميع الجهات نباشند ، و معلول رشح و ظل و ظهور علت است ، به اين تعبير در لسان اهل توحيد ذكر شده است : « ان الحق هو الظاهر و المظهر » يعنى ظاهر و مظهر هر دو يك وجود است كه باعتبار صميم و صريح ، ذات علت است و باعتبار تجلى و ظهور ، معلول است . لسان اين قول در كلام مجيد آسمانى نازل بر قلب نبى اكرم
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ ، وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ »
است .
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
، وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
صريح است در سريان و ظهور وحدت در كثرت . حق باعتبار صفات و تنزل از مقام غيب و تجلى در غير و نسب متعدد ، معلول و مظهر است و علت اين ظهور نيز ذات حق است باعتبار غيب وجود . قونوى در تفسير فاتحه و محيى الدين در فتوحات و شارح مفتاح در مصباح الانس « 1 » ، متعرض اين مطلب به تعبيرات متعدد شده‌اند : « انت مرآته و هو مرآة احوالك » .
هامش
( 1 ) . رجوع شود بتفسير فاتحه قونوى ، ص 68 ، و نصوص صدر قونيوى ، چاپ طهران 1315 ه ق . مطبوع در آخر تمهيد القواعد ص 191 ، 192 ، 193 ، و مصباح الانس چاپ طهران 1323 ه ق . 36 ، 37 ، 38 ، 39 ، 40 .