تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
ظهور صفتى از صفات الهى مخفى است و ظهور ندارد . سابق بيان كرديم ، كه حق در مقام ظهور باسم جلال ، جمالى نيز در باطن اين تجلى جلالى موجود است . هر يك از تجليّات اسمائى در ظهور و حكم ، محتاج به مظهرى است كه در آن ظهور نمايد . مظاهر اسماء الهى ، اعيان ثابتهء ممكنات است كه نحوهء مظهريت آنها و ظهور اسماء در اعيان بطور اجمال بيان شد و بنحو تفصيل در فصل ثالث بيان خواهد شد . برخى از مظاهر ، داراى وجودى عريض و صاحب مراتب متعدده است ، و نسبت بهر مرتبه‌اى حكمى دارد و داراى نشئات مختلف مىشود ، جامع نشئات دنياوى و برزخى و اخروى است ، نظير وجود انسان ، اين مظهر كه مظهر تمام اسماء و صفات حق است ، و يا برخى از مظاهر ديگر كه مظهر بسيارى از اسماء و صفات حق مىباشند ، در هر آنى از آنات مظهر شانى از شئون الهيه‌اند ؛ ممكن است مدت دولت برخى از اسماء تمام شود و برخى از اسماء ديگر بر آن حكومت نمايد ، مثل اسماء حاكمه بر انسان در دنيا كه مدت دولت آنها تمام مىشود ، ولى اسماء حاكم بر نفس ناطقهء انسانى ( با مراتب وجودى انسان از تجرد برزخى و تجرد تام و صور اعمالى كه در باطن نفس موجود است ) الى الابد بر اين مظهر و عين ثابت حاكمند . انسان در هر آنى بحسب امتداد وجود و مظهريت تفاصيل احكام اسماء حق ، مظهر شأنى از شئون اسماء كليه و جزئيه است ، بلكه افراد انسان مانند ساير موجودات ، داراى يك حكم نيستند ، چون ملكات و صور اعمال و اعتقادات و نيات در افراد انسان مختلف‌اند .
لقد صار قلبى قابلا كلّ صورة * فمرعى لغزلان و ديرا لرهبان و بيت لاوثان و كعبة طائف * و الواح توراة و مصحف قرآن ادين بدين الحب انى توجهت * ركائبه فالدين دينى و ايمانى
بعضى از مظاهر ، قابل قبول جميع احكام اسماء الهيه را نمىنمايد و در ظهور خارجى و احكام وجودى ببعضى اسماء احتياج دارد ، مثل اعيان ثابتهء ملائكه ، كه