خلاصهى كلام ، آنكه بعضى از اسماء كه حكومت بر ارواح مجرده « عقول طوليه و عرضيه و نفوس ملكى » ، و بالجمله هر موجودى كه داخل در زمان و زمانيات نيست ، دائمى و ازلىاند . همين ملاك در موجودات مثالى و برزخى در قوس نزول موجود است ، و اسما حاكم بر اين موجودات نورى ازلى الحكم و ابدىالاثرند .
برخى از اسماء ، كه حاكم بر نفوس ناطقهء حادث و اسماء حاكم بر صور اخروى از صور و تعينات سعدا و مظاهر اشقيا هستند ، ازلى الحكم نيستند ، ولى حكومت اين قبيل از اسماء انتها ندارد ، يعنى ابدى است .
حكومت بعضى از اسماء موقت است ، نه از ليست و نه ابدى ، مثل اسماء حاكم بر موجودات عنصرى و مادى ، چون مظاهر اين اسماء موجوداتى هستند ، كه ظهور آنها مخصوص به قطعهء خاصى از زمان و مرتبهء مخصوصى از وجود است و امتداد وجودى ندارند ، چون مركب عنصرى و مادىاند زائل و داثرند ، لذا اسماء حاكم بر اين مظاهر ، بطور موقت حكومت دارند ، و بعد از سر آمدن دولت و زوال حكومت آنها مستتر و مخفى مىشوند . در اسمى كه دولت آن ظاهر شده و داراى حيطهء تمامتر و حكومت كاملترى است . و برخى از اسماء هم رجوع بغيب وجود مىنمايند ، نظير اسماء حاكم بر نشئهء دنيايى .
اسماء حق باعتبار ظهورات و تجلّيات و ظهور احكام آن تجلّيات و حكومت بر مظاهر ، داراى دولتهايى هستند كه به همين اسما مستند است . دورههاى كواكب سبع ، كه مدت هر دورهء آن هزار سال است و همينطور شرايع الهى نيز مستند بظهور دولت اين اسماء است ، چون هر شريعتى داراى اسمى است كه مدت بقاء و دوام آن شريعت مستند به اين اسم است ، و بعد از زوال حكومت اين اسم ، مدت عمر آن شريعت نيز تمام مىشود و بعد از زوال حكومت اسم حاكم بر آن شريعت ، آن شريعت نيز نسخ مىشود .
تجليات صفاتى نيز همين حكم را دارا مىباشد ، بعد از ظهور دولت و حكم صفتى از تجليات صفاتى ، احكام غير اين صفت از صفات الهى ، در زير حكم اين صفت مختفى مىشود . صفات ديگر نيز حكم دارند ، ولى حكم آنها در مقام
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: سيد جلال الدين آشتياني
ص٢٦٧