اسم ، همان انسان كامل محمدى و وارثان علم و ولايت او « عليهم السلام » هستند . يكى از اقسام چهارگانهء ديگر مفاتيح غيب است كه داراى پنج مرتبه مىباشد . مفسران در تفسير
« لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ »
گفتهاند : بمفاتيح غيب ، احدى بالذات غير از حق اطلاع ندارد و ليكن بتعريف حق ممكن است اين اسماء دانسته شوند . كثيرى از بندگان خاص خداوند از موت خود و موجوداتى كه در ارحام موجودند ، خبر دادهاند . شايد مراد از اينكه گفته شده است بمفاتيح غيب كسى مطلع نيست ، عدم اطلاع از كيفيت فتح و مفتاحيت آن باشد .
مفاتيح غيب همانطورىكه ذكر شد ، از اسماء ذات است ، از وجوه متعدد بر ذات دلالت دارد ، ولى نه بنحو مطابقت از جميع وجوه . غير از قسم پنجمى كه غير كمّل ، از آن اطلاع ندارند . از ناحيهى اين اسماء سرّ مبدئيت حق معلوم مىشود ، اعتبارات و اضافات ، بر اين اسماء و مراتب متفرع مىشود .
اول مرتبهء ذات و اول تعينى كه مقام ذات از ناحيهء اين اسماء غيبى پيدا مىنمايد ، مقام الوهيت است ، اين مرتبهء ظلّ حضرت ذات و مقام هويت وجود و امّهات اسماء الوهيه ، « حى ، عالم ، مريد و قادر » است .
بزرگترين اسم از اسماء حقيقت الوهيت ، اسم « اللّه » است .
اسم اعظم در مرتبهى افعال ، اسم قادر و قدير است و چون خالق و بارى و مصور و قابض و باسط و امثال اين اسماء سدنهء اسم قدير و قادر است ، كما اينكه اسم رئوف و عطوف و ودود و امثال اينها تابع اسم مريد و سدنهء اين اسم مىباشد ، حسيب و رقيب و شهيد ، تابع اسم عليماند ، ولى در اسم « حى » جميع اين احكام مجتمع است ، بلكه جميع احكام از اين اسم متفرع مىشود ، چون « حى » را به درّاك فعال تفسير نمودهاند و اين معنى در جميع اسماء شرط است .
بعد از وضوح اين كلمات مىپردازيم بشرح اين « تنبيه » بسيار نافع كه شيخ محقق « قيصرى » در اين مقدمه ذكر نموده است :
اسماء افعال ، باعتبار احكامى كه بر آنها متفرع مىشود ، به اقسامى منقسم مىگردند :
يك قسم از اسماء ، اسمائى است كه حكم آنها ازلا و ابدا ثابت است و بوجه