حجاب اثر است . اين مقام بهرهء عارفان از ابرار است ، يا بدون واسطه و حجاب مكشوف و مشهود مىشود . اين مقام اختصاص به مقربان و كمّل دارد . برخى از اسماء ذاتيه ، داراى حكم و اثر متعينى در عالم خلق نمىباشند . اين قبيل از اسماء را اسماء مستاثره ناميدهاند . پيغمبر در دعاء خود فرموده است : « اللّهم انى اسألك لكلّ اسم هو لك سمّيت به نفسك ، او انزلت في كتابك ، او علمته احدا من عبادك او استاثرت به في علم غيبك » .
برخى از عرفا ، اسم مستاثر را ذات احديت مطلقه دانستهاند ، منشأ تعين خارجى ، ذات مطلق نمىباشد ، بلكه ذات متعين است . ظاهر كلام قونوى و محيى الدين اينست كه بعضى از اسماء ذاتيه مظهر ندارند . حق آنست كه اسم مستأثر در عالم عين ، اثر دارد ولى اثر آن اسم نيز مستأثر است . « 1 » « لان للاحدية الذاتية وجهة خاصة مع كل شىء و هو سرّها الوجودى ، لا يعرفه غير الحق ،
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
.
مفاتيح غيب ، همانطورىكه قبلا بيان نموديم ، مبدا تعين اسماء و صفات در مقام واحديت وجودند . مقام واحديت منتشأ از مفاتيح غيب است ، كه بواسطهء حب ذاتى كه منشأ تناكح در اسماء است بنحو تفصيل در مقام اسماء و صفات تحقق پيدا نمودهاند . و اعيان ثابته كه صور اسماء الهيهاند ، منشاء ظهور اكوان و مراتب وجودند ، هر تعينى نسبت به منشإ خود ظاهر است و منشأ ، باطن اين تعين مىباشد .
مفاتيح غيب باطن اول و محكوم به حكم اسم اول و باطن مطلق مىباشند .
اسماء خارج از اكوان و خلق و نسب - مربوط به حق معلوم و مشهود نيستند ، چون خارج از علم خلقند . بعضى از اسماء مفاتيح عالم شهادتند . مراد از شهادت و اسماء مربوط به شهادت مطلق ، عالم حس و ظاهر مطلق است ، و گاهى اعم از عالم شهادت مطلق است ، چون عوالم عقول نسبت به حضرت علميه شهادتند و
هامش
( 1 ) . هيچ اسمى از اسماء حق ، خالى از ظهور و سريان در مظاهر نيست . چيزى كه هست مظاهر در احكام تابع اسماء حاكمهاند و از حقيقت و احكام و خصوصيات اسم حاكم ، حكايت مىنمايند ، يكى از احكام اسماء مستأثره ، خفاء حقيقت آن است . در عالم وجود مظهر اين اسم كه سارى در جميع حقايق است مستأثر است .