مشعر به نوعى تكثر است ، اسماء صفات بشمار مىرود ، نظير وحدتى كه وصف واحد باشد ، نه عين واحد و اشعار به كثرت به وجوهى دارد : يكى آنكه : دلالت بر جمعيت نسب و تعلقات نمايد ، نظير وحدتى كه نعت واحد است . وحدتى كه نعت واحد است عبارتست از وحدت صفات باعتبار آنكه براى ذات ثابت است .
دوم آنكه دلالت نمايد بر كثرت « من حيث هى كثرة » از حيث اسماء و نسب فقط يا از حيث آثار و صور و مظاهر مثل اسم « محيط » و اسم « محصى » . سوم آنكه : دلالت بر تعلق بمظاهر فىالجمله داشته باشد ، مثل : قهار ، لطيف ، سميع ، بصير ، حى ، عليم ، مريد ، قادر و متكلم ، در صورتى كه تعلق آن صفات بمظاهر اراده شود ، اعم از اينكه تعلق بجميع مظاهر بگيرد مثل
« أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ،
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
، يا ببعضى از مظاهر تعلق بگيرد مثل
« أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ »
.
اگر از اسماء معنى تأثير و ايجاد و احياء و اذهاب و اماته و تجلى و حجاب و كشف و ستر و غير اينها از معانى مفهوم گردد ، اين قبيل از اسماء اسماء افعال است . « 1 »
هامش
( 1 ) . اسمائى را كه در جدول ذكر كردهاند نود و سه اسم است اسمائى كه ما در اين شرح از ائمه عليهم السلام ذكر كرديم نود و نه اسم است و از طرق عامه هم به همين عدد ذكر شده است باب اسماء باب اعظمى در معارف است بواسطهى علم باسماء پدر ما آدم ابو البشر بر ملائكه تفوق يافت شيخ كلينى در كتاب كافى باب معظمى در اسماء حق و كيفيت ظهور اسماء منعقد نموده و در اين باب روايات زيادى از ائمهى معصومين در اين خصوص ذكر كرده است .