تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
اسماء الهيه ، اگر داراى حكم عموم باشند و صالح از براى قبول تعلقات متقابله و صفات متباينه باشند . اين قسم از اسماء را اسماء ذات مىنامند . اين اسماء حقايق لازم وجود حقند ، مثل حيات و علم و اراده و قدرت و موجوديت و نوريت . اين صفات « بما هى هى » بدون ملاحظهء مظاهر و تقيد بقيود و بنحو اطلاق ، در قديم ، قديم و در حادث ، حادث . در متناهى ، متناهى در متحيز ، متحيزند ؛ و غير اين‌ها از نعوت متقابله . اين صفات چون از شئون ذاتى وجودند نظير وجود سريان در اشياء دارند ، در مجرد ، مجردند و در عقل ، عقلند و در نفس ، نفسند « و في السم سمّ ، و في الترياق ترياق » . * * * وحدت ذاتيه‌يى كه عين اشياء است همين حكم را دارد . ولى وحدتى كه نعت از براى واحد است ، از اسماء صفات است . چون مشعر به كثرت است اشعار به كثرت بدون اشعار بتأثير از خواص اسماء صفاتست . اين وحدت ، وحدت نسبى و اضافى است و به حق تعالى باعتبار اسم اللّه كه محتد و مجمع اسماء و مشرع وحدت و كثرت معروف بين جمهور است ، اضافه مىشود از صفات آنچه كه
هامش
الناصر ، الواسع ، الودود ، الهادى ، الوفى ، الوكيل ، الوارث ، البرّ ، الباعث ، التواب ، الجليل ، الجواد ، الخبير ، الخالق ، خير الناصرين ، الديان ، الشكور ، العظيم ، اللطيف ، الشافى . ادعيه‌اى كه مشتمل بر اسماء حسنى و صفات علياى حق است و مضامين عاليه دارد در اسلام از طرق ائمهء اثنا عشر نقل شده است ، اين ادعيه مشتمل است بر مضامين عالى عرفانى كه شخص وارد به تصوف و عرفان را در حيرت فراوان قرار مىدهد . محققان از صوفيه بواسطهء جهاتى محروم از استفادهء از اين ماثورات شده‌اند . ادعيه‌ى وارد از طرق ائمهء اثنا عشر سلام اللّه عليهم . اجمعين ، بواسطهء موانعى كه از حكام جور و مخالفان آثار اهل بيت عصمت و طهارت وجود داشته و نبودن وسائل نشر در ازمنهء قديمه ، در دسترس محيى الدين و تلاميذ او قرار نگرفته است . مضامين ذوقى و عرفانى در ادعيه و اوراد خصوصا مناجات حضرت زين العابدين و دعاى عرفه و برخى از ماثورات واردهء از حضرت صادق و حضرت باقر و حضرت كاظم ارواحنا لهم الفداء ، زياد است . ما در شرح بر فصوص ، فقرات زيادى از آن را نقل و شرح كرده‌ايم و چون منظور ما از شرح اين مقدمه تفصيل زياد نيست ، علاوه بر اين ، كمى فرصت مانع شد كه بطور مبسوط متعرض آن كلمات لطيف و مطبوع شويم ، لذا كمتر متعرض شديم . علاوه بر اين چون در شرح فصوص آن آثار را مفصلا بيان كرديم ، ذكر آن در اين مقدمه موجب تكرار مىشود .