ظهور هر موجودى ناشى از اسم ظاهر است و چون هر ظهورى بطونى دارد و هر رقيقهيى داراى حقيقتى است بطون هر موجودى معلول اسم باطن است اسماء متعلق به « ابداء و ايجاد » داخل در اسم اولند و اسمائى كه منشأ اعاده و جزا هستند داخل در اسم آخرند چون داراى مظاهرى هستند كه در آخرت محشور خواهند شد هيچ موجود و مظهرى از حكم ظهور و بطون و اوليت و آخريت خارج نيست .
علت اين امر آنست كه جميع موجودات صورتهاى تجليات و مظاهر اسماء الهيهاند و ظهور اشياء ناشى از شئون اصلى و نسب علمى حقند تعين صورت هر موجودى معلول آن شىء است كه اصل و مبدا صور و تعينات خود مىباشد . از براى هر موجودى ظاهرى است كه صورت و باطنى است كه روح و معنى و غيب آن شىء است . جميع صور معلول اسم ظاهر و جميع حقايق و معانى معلول اسم باطن است .
به يك نحو ديگر از تقسيم ، اسماء الهيه منقسم مىشوند باسماء ذات و اسماء افعال ، اگر چه جميع اسماء به اعتبارى اسماء ذاتند و بذات منتهى مىشوند ، ليكن باعتبار ظهور ذات در اين اسماء ، اسماء ذاتند و باعتبار ظهور صفات ، اسماء
هامش
از امام صادق « ع » وارد شده است : « التوحيد ظاهره في باطنه و باطنه في ظاهره ، ظاهره موصوف لا يرى و باطنه موجود لا يخفى ، ما يطلب بكل مكان و لم يخل منه مكان طرفة عين ، حاضر غير محدود و غايب غير مفقود » .
تحقيق اين روايات در مطاوى شرح نگارنده بر فصوص خواهد آمد . ما رواياتى كه در توحيد و احكام آن و صفات و اسماء حق از اهل بيت عصمت و وارثين علم ولايت وارد شده است ، در شرح فصوص بمناسبت مقامات نقل كردهايم . هيچ تحقيق كامل و لطيف عرفانى نديديم ، مگر آنكه از حملهء وحى مطالب دقيق و عارى از اوهام در آن زمينه وارد شده است : و انّهم « عليهم السلام » نطقوا بمخ الحكمة و لب لباب المعرفة ، تصريحا و تلويحا ، رمزا و كشفا ، على تفاوت درجات افهام الناس و انّ حديثهم صعب مستصعب .نهفته معنى نازك بسى است در خط يار * تو فهم آن نكنى اى اديب ، من دانمنعم ما قيل في حقهماز رهگذر خاك سر كوى شما بود * هر نافه كه در دست نسيم سحر افتاد