تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
مقام تجلى اول بنحو جمع الجمع و وحدت و شهود حقايق در مقام واحديت بنحو تفصيل و كثرت . « 1 » كما اينكه ارادهء حق همان ابتهاج به ذاتست در احديت ، كه همين ابتهاج علت ظهور اسماء و صفات و مظاهر اسماء و صفات بنحو تفصيل در واحديت ، و تحقق و ظهور خارجى اعيان ثابته باعتبار تجلى اسماء در اعيان ، به‌واسطه حب حق بذات و عشق به معروفيت اسماء و صفات ، كه منشاء تجلى وجود در حقايق خارجى است مىباشد ، كه بعضى از آن تعبير بكمال جلا و استجلا نموده‌اند ، كه بطور تفصيل آن را بيان نموديم و احتياج بتكرار نيست . پس ارادهء حق ، همان عشق بذات و حب به معروفيت اسماء و صفات است ، كه علت وجود خارجى اشياء است كه حكما از آن تعبير بعنايت و علم بنظام اتمّ نموده‌اند . مقام واحديت كه برخى از آن تعبير به حضرت عمائيه نموده‌اند ، مشتمل بر حقايق سبعهء كليه و اسماء الهيه است . در بين اين اسماء ، حيات بحسب حكم
هامش
( 1 ) . از ضروريات دين مبين اسلامست كه حق تعالى سميع و بصير مىباشد ، ولى در كيفيت اين دو صفت اختلاف است . برخى اين دو صفت را در مطلق علم مندرج مىدانند ، سمع و بصر نزد آنها از مقولهء علم خارج نمىباشد . چون سمع ، علم بمسموعات و بصر ، علم به مبصرات است ، برخى از غاغهء ناس و اصحاب خناس ، اين دو معنا را صفت زائد بر حق مىدانند . بعضى از اشياخ اماميه ، مثل خواجه و تلميذ او علامهء « قد هما » اين دو صفت را تاويل بنفس علم به مبصرات و مسموعات نموده‌اند . قائلان بتجسيم ، اين دو صفت را نظير سمع و بصر در حيوانات از ادراكات حسى پنداشته‌اند . محققان از حكما ، شهود مسموعات و مبصرات را بشهود اشراقى ، سمع و بصر حق تعالى مىدانند . صاحب اشراق گفته است : برگشت علم حق ببصر اوست ، بر عكس قول كسانى كه سمع و بصر را بعلم ارجاع داده‌اند . براى بحث تفصيلى اين مطلب رجوع شود ، به اسفار اربعه ، الهيات بالمعنى الاخص ، چاپ طهران 1282 ه ق . ص 101 ، و شرح حكمت الاشراق ، الهيات بالمعنى الاخص . از حضرت باقر العلوم « عليه السلام » در توحيد صدوق ماثور است : يسمع بما يبصر و يبصر بما يسمع ، انه واحد احدى المعنى ، ليس بمعان كثيرة مختلفة » ، حضرت در اين عبارت كوتاه عينيت صفات را در مقام ذات با يكديگر و همچنين وحدت ذات و صفات را بيان فرموده است . ما اين روايت را در شرح فصوص با روايات ديگرى كه از ائمه عليهم السلام ، در عينيت صفات حق با ذات وارد شده است نقل كرده‌ايم . معتزله و اشاعره ، بواسطهء اعراض از مقام ولايت كليه در ورطهء هلاكت افتاده‌اند و از معارف الهى محروم شده‌اند« وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ » .