حق مىشود . و اين تعينات اسماء حقند كه در مقام علم و تعين عقلى ، تحقق دارند ؛ ولى در عين وجود مستهلكند و صور آن اسماء كه اعيان خارجيه و موجودات عينيه باشند ، تحقق خارجى دارند و از نسب و شئون خارجى وجود حقند . و به همين معنى كه اسماء و صفات حق موجود در عقل و معدوم در عين و خارجند ، و ليكن مؤثر در صور و اعيان ثابته در مقام خلقند ، چون اعيان و ماهيات صور اسماء حقند و اسماء و صفات حق مغيب در باطن ذاتند ، و ظهور علمى در واحديت دارند ؛ شيخ اكبر ، محيى الدين در فص اول كتاب فصوص « 1 » ، اشاره كرده است و بيان تحقيقى آن خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . شيخ در « فص آدمى » در اوايل فصوص فرموده است : « اعلم ان الامور الكلية و ان لم يكن لها وجود في عينها ، فهي معقولة معلومة بلا شك في الذهن ، فهي باطنة لا تزول عن الوجود العينى و لها الحكم و الاثر في كل ما له وجود عينى » .
مراد از امور كليه ، حقايق لازم طبايع خارجى است ، نظير : « علم و قدرت و اراده . . . » ، اين حقايق كليه ، به عقيدهى شيخ اكبر « رض » و ساير عرفا تحقق خارجى ندارند ، يعنى داراى مصداق نيستند ، بلكه متعلقات آنها موجود خارجى است ؛ ولى در مقام علم و ذهن وجود دارند و باعتبار معقوليت باطن هستند و ظاهر نمىباشند با آنكه باطنند ولى انفكاك از ظاهر و وجود عينى ندارند و در اعيان كونيه و حقايق خارجيه داراى حكم و اثرند .
وجه اين مطلب آنست كه مظاهر و اعيان خارجى ، ناشى از اسماء كليه الهيهاند . اسم وضع شده است از براى ذات مأخوذ با صفت معينى . تحصل اعيان متكثره خارجى بهواسطه صفات است ، چون صفات مبدا تحصل اسماء حق مىباشند .
بنا بر اين ، مقام حصول صفات در حضرت علميه و موطن علمست . مقام حصول اعيان ثابته و حقايق كونيه خارج از علم است ، يعنى باعتبار ظهور خارجى ، و گرنه باعتبار تحصل مفهومى و علمى اعيان در علم ربوبى بوجود طفيلى نظير اسماء تحقق دارند . از همين جهت است كه ما در جاى خود بيان كردهايم كه علم حق از جهتى مبدا حصول معلوم است و به اعتبارى تابع اعيان است . ديگر آنكه اگر علم و قدرت و حيات سريان در اعيان خارجى نداشته باشند ، اعيان اتصاف به آن صفات پيدا نمىنمايند ، لذا شيخ اكبر « ره » ، در فتوحات تصريح كرده است ، طبايع كليه « علم و قدرت . . . » حاكم بر اعيان خارجيهاند ، لذا بايد سريان در اعيان داشته باشند ، بلكه باعتبار سريان وجود حق « بفيض مقدس » در اشياء ، جميع صفات كليه از علم و اراده و قدرت عين حقايق خارجيهاند ؛ چون همانطورىكه قبلا بيان نموديم ، وجود با جميع لوازم خود از صفات كمالى و حقايق الهى سارى در اعيان است ، لذا عشق و ابتهاج و قدرت و حب و اراده عين وجودند در جميع مواطن ؛ چون متجلى در