گر فيض تو يك لحظه بعالم نرسد * معلوم شود بود و نبود همه كس
بنا بر آنچه كه ذكر شد ، تجليات و شئون متعدد حق در مراتب الهيه و مراتب ربوبيه حاكى از صفات و اسماء متعدده است ، كه حق باعتبار آن اسماء در مراتب وجودى تجلى نموده است . صفات حق تعالى شأنه يا صفات ايجابى است كه در مفهوم آن صفات ، عدم ماخوذ نيست . يا سلبى است كه در مفهوم آن عدم اخذ شده است . صفات ايجابى يا حقيقيهء محضه است كه اضافهى به غير در آن ملحوظ نيست . نظير حيوة و وجوب وجود و قيوميت ذاتيه . و يا صفات ، صفات اضافى محض است ، مثل اوّليت و آخريّت كه از دو اسم اول و آخر انتزاع مىشود ، و اضافهى به غير در آن در مقام انتزاع لحاظ مىشود .
قسم ديگر از صفات كه اضافهء به غير در آن ملحوظ است و متقوم به لحاظ غير است ، نظير ربوبيت و علم و اراده و قدرت ، باعتبار تعلق بممكنات ، نه باعتبار لحاظ اين صفات در مقام احديت ذات ، جميع صفاتى كه عين حقند در مقام احديت ذات كه « كمال التوحيد نفى الصفات عنه » ، لحاظ مقدور و معلوم و مراد در آنها نمىشود ، اينكه از ائمهى دين وارد شده است : « عالم حيث لا معلوم و قادر حيث لا مقدور » به اين اعتبار است .
صفات سلبى نظير غنى و قدوسيت و سبوحيت ؛ مفهوم غنى بىنيازى از غير است كه عدم در آن ملحوظ است و هكذا ساير صفات سلبى . هر يك از اين صفات در عالم ، داراى نوعى از وجود است چه صفات ايجابى و چه سلبى :
جميع صفات اعم از سلبى و ايجابى ، باعتبار مراتب وجود از تجليّات ذات حقند و جامع جميع اين مراتب مرتبهء الوهيت است كه مقام واحديت باشد ؛ چون لحاظ صفات بطور تفصيل و اعتبار مظاهر براى اسماء و صفات حق در حضرت علم و مقام واحديت است كه در لسان شرع از آن مرتبه تعبير به مرتبهى عمائيه شده است « 1 » و مرتبهء عماء ، مقام اولين كثرتى است كه در وجود واقع شده است و وجود
هامش
اسفار و مباحث علم ربوبى و نيز رجوع شود بشرح حال و آراء ملا صدرا تأليف نگارنده مبحث حركت جوهرى .
( 1 ) . مرتبهى عمائيه را شارح حمل بر مرتبهى واحديت نموده است . ظاهر كلام شيخ اكبر در « فص هودى » آنست كه