تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
و از اين جهت ، اطلاق وجود و علم و قدرت و اراده و ساير شئون وجودى كه در جمع حقايق است ، ازآنجائىكه همهء حقايق وجودى تجلى يك حقيقت مىباشند ، بر جميع مراتب و مصاديق اين صفات ، بنحو اشتراك معنوى و تشكيك است ، ولى تشكيك در مظاهر نه تشكيك در مراتب ، چون وجود داراى افراد نيست و در وجود يك فرد بيشتر مصداق ندارد ، و حقايق وجودى ظهور يك اصلند ، و تشكيك در مظاهر است ، چون حقايق خارجى اثر و ظهور حقيقت وجودند ، اثر و ظهور شىء در مقابل شىء ، امرى مستقل نيست . اثر و ظهور حقيقت وجود ، حقيقت وجود نيست ، اثر شمس ، شمس نيست ، صورت انسان ، انسان نيست . احول گمان مىكند كه حقايق وجودى در قبال حقيقت وجود امورى موجود و مستقلند .
سايه را تو شخص پندارى ز جهل * زين سبب شخص آمده نزد تو سهل چشم ، هدهد ديد و جان عنقاش ديد * حسّ ، چو كفى ديد و دل درياش ديد

حكمة عرشية

بنا بر مذاق قائلان به اصالت وجود و اعتباريت ماهيت و وحدت اصل حقيقت و تشكيك در مراتب وجودى ، حقايق وجودى از يك سنخند . به اين معنى كه احكام عامه‌ى وجود در جميع مراتب وجودى موجود است ، ولى بتفاوت ، به اين معنى : كه وجود هر چه كامل‌تر باشد ، احكام وجودى در آن بيشتر است ، تا برسد به مرتبه‌ى اخير وجود كه هيولاى اولى باشد . هيولاى اولى قوة الوجود است ، همان‌طورىكه حقيقت حق در وجود و كمالات وجودى غير متناهى است ، حقيقت هيولى نيز استعداد از براى قبول كمالات نامتناهى را دارد ، وجود در عقول طولى و عرضى و مراتب برزخى ، عين علم و قدرت و اراده است . و همچنين در نفوس انسانى و حيوانى در نباتات و جمادات ، نيز علم و شعور و ادراك ضعيفى بنا بر مذاق تحقيق وجود دارد ، به اين برهان : حقيقت حق در مرتبه‌ى ذات و مقام صرافت وجود ، عين علم و قدرت و اراده « كه حب بذات و عشق به معروفيت اسماء و صفات باشد » . و ساير كمالات وجودى مىباشد . جميع اين صفات ، حقايق زائد بر ذات حق نيستند ، بلكه عين حقند و ازآنجائىكه صريح ذات حق ، علت اشياء است و عليت