امرى غير صرف علم و قدرت صرف و كمال صرف ، كه نتيجهء وجود صرف و توام با هستى محض است ، در آن حقيقت نمىشود . لذا نتيجهء كمال اخلاص را قطب العارفين و اكمل الموحدين « ع » ، نفى صفات زائدهى بر ذات دانسته و يا مراد آن امام همام آنست كه مقام ذات ، مقام محو كثرات و اعتبارات ، حتى موطن اضمحلال اسماء و صفات حسنى و عليا مىباشد ؛ چون اعتبار تعدد صفات بدون اعتبار موصوف محال است . و قهرا احديت ذاتيه ماحى جميع اغيار است لذا مطابق روايات و برهان و ذوق و عرفان مقام ذات اسم ندارد .
بنا بر آنچه كه ذكر شد ، وجود در جميع مراتب وجودى عين علم و قدرت و ساير كمالات است . هويت الهيه بحسب نفس ذات ، سارى در همه اشياء است و چون عليت و معلوليت در سنخ وجودات است ، آنچه كه از حق اول افاضه مىشود ، وجودات خاصه است . نه ماهيت ، پس علم و قدرت و كمالات وجودى در همهى موجودات سارى است و عين اشياء است .
از طرفى علم و قدرت و كمالات وجودى ، چون از شئون وجودند با وجود عينيت دارند . خارج از مقولات جوهريه و عرضيه مىباشند و داخل در مقولهاى از مقولات نيستند ، و اگر احيانا در بعضى از مراتب وجودى اراده زائد بر ذات اشياء باشد و يا قدرت امرى قائم بر موجودى باشد اين معنى آن را از تابعيت وجود در احكام خارج نمىنمايد اگر چه به مبناى تحقيق صفات وجودى در جميع مراتب يا عين وجودند يا شئون كمالات وجودى مىباشند و مرتبهاى از مراتب وجود محسوب مىگردند « ملاك عدم دخول چيزى در مقولهاى از مقولات تحقق آن شىء است باعتبار مفهوم و مصداق در اكثر از دو مقوله » .
بنا بر اين تحقيق ، اطلاق علم و قدرت بر مرتبهء احديت وجود ، كه عين علم و قدرت است و بر مقام واحديت ، كه به يك اعتبار علم و اراده زائد بر ذات لحاظ مىشود ، و حقايق الهيه عبارت از اسماء الهيهاند ، كه ذات و صفت در آن بنحو جدائى « اعتبار الا في الواقع » لحاظ مىگردند ؛ بر حقايق جوهريه و خلقيه و مراتب كونيه بنحو اشتراك لفظى نيست ، و چون اين حقايق از سنخ وجودند و مثل نفس وجود ، داخل در مقولهء جواهر و اعراض نمىباشند ، اطلاق آن صفات بر
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: سيد جلال الدين آشتياني
ص٢٣٣