تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
اول باشد . به عقيده نگارنده ، وجوب وجود و ازليت و احاطه براى انسان كامل ثابت است . فرق بين انسان كامل در مقام اتصاف بوجوب وجود و ساير لوازم آن ، و وجوب وجودى كه در مقام احديت ذات حق اعتبار مىشود ، نظير فرق بين ظاهر و مظهر و غيب و شهادت است . جميع اسماء الهيه ذاتيه و غير ذاتيه در مظهر اتم جمع است و بجميع اسما و صفات كليهء حق متصف است مگر قدم و وجوب ذاتى آن حضرت قبل از رسيدن به تكليف ظاهرى شريعت خود را جامع جميع شرايع ديد و ولى خاتم ولايت او عليه السلام قبل از رسيدن به سنّ بلوغ رائحهء وحى را استشمام مىنمود . * * * بين حكما و عرفاى اسلامى در خصوصيت مقام و مرتبه حقيقت انسان اختلاف است . حكما مرتبهء انسان كامل را مضاهى با مرتبهء عقل اول مىدانند به اين معنى كه انسان كامل محمدى ، نهايت سير استكمالى و وجوديش مرتبه‌ى عقل اول است . برخى از عرفا نهايت سير آن حقيقت را مرتبه واحديت و اسماء و صفات مىدانند ، و چون اين حقيقت فانى در حضرت علم است و به مرتبهء اسماء و صفات رسيده است ، مظهر اسم اللّه است ، و ساير موجودات مظهر اين حقيقت مىباشند . ولى كمّل از اهل اللّه ، مقام و مرتبهء حقيقت محمديه « ص » را مقام او ادنى مىدانند ، كه مقام تعين اول و مقام استخلاف حق و استهلاك در آن حقيقت بحسب عين ، و بقاء به آن حقيقت باعتبار حكم باشد . حقيقت محمديه « ص » ، از امتزاج و اجتماع اسماء ذاتيه و مفاتيح غيب « در تجلّى اول » با اسماء كليه اصليه « در تجلى ثانى » ، محل انبعاث قلب تقى نقى احدى جمعى محمدى ، كه صورت تجلى اول است حصول پيدا نمود . اين حقيقت به حكم ادلهء عرفانى و حكمى و شواهد نقلى : « انا و على من نور واحد » ، با حقيقت ولويه « ع » متحد است « 1 » . لذا حضرت ولايت‌مدار « ع » فرمود : « كنت مع الانبياء سرّا
هامش
( 1 ) . از طريق راويان عامه روايات زيادى بر اتحاد روحى و نورى پيغمبر و جانشين بلافصل او على بن ابى طالب و همچنين روايات زيادى حاكى از اتحاد روحى و كينونت قرآنى پيغمبر با ائمه شيعه از طريق عامه وارد شده