توليد اسماء ، متعدد ، از تناكح بين اسماء كليه به اعتباراتى مختلف مىشود ، اگر چه همه حقايق و اعيان با اسماء و صفات متعدد به يك اصل بر مىگردند .
* * * وجود اگر به شرط شىء نسبت بصور علميه لحاظ شود ، چون مقام علم نسبت بمقام خلق و ظهور خارجى اشيا ، مقام غيب است ، آن را مرتبهء اسم باطن مطلق « 1 » و مرتبهء اسم اول و عليم و ربّ اعيان ثابته ناميدهاند . چون موجودات بحسب وجود علمى در مقام واحديت تقدم بر وجود خلقى و خارجى دارند ، و همانطورىكه وجود علمى اشياء تعين حقند و حق باطن صور علمى است ، وجودات خارجى نيز نسبت بوجود علمى ظاهر و وجود علمى باطن وجود خارجى است .
وجود باعتبار ظهور در عقل اول « 2 » كه مجلاى فيض براى ساير ممكنات است و نسبت بما دون خود مطلق و كلى و محيط است ، ربّ عقل اول است . از عقل اول تعبير بلوح قضاء نمودهاند ، چون جميع حقايق در مادون ، در آن حقيقت بنحو اعلى و اتم با وجودى مناسب با آن مقام مقدس موجود است ، و همان حقايق در مادون بنحو تفصيل نازل مىگردد و چون كتاب جمعى قرآنى ، حق است و جميع صفات عالم وجود و كتب تفصيلى الهى در اين كتاب مبين بنحو اعلى موجود است ، آن را ام الكتاب ناميدهاند ، و ازآنجائىكه عقل اول واسطه در فيض است و حقايق وجودى را حق بوسيلهء همين وجود در كتب تفصيلى و صفحات عالم وجود رقم مىزند ، و اين وجود تام كامل چون واسطه در ترقيم كلمات الهى است ، آن را قلم
هامش
( 1 ) . عالم اعيان ثابته و حضرت علم باطن مطلق است و عالم ماده و اجسام ظاهر مطلق است ، عالم مثال نسبت بعالم ماده باطن و نسبت بعالم عقول كلى ظاهر است و عالم عقول نسبت به حضرت علم ظاهر و حضرت علم باطن است ، لذا برخى باطن مطلق را عالم واحديت مىدانند كه جميع حقايق در آن حضرت بوجودى واحد موجودند ، از آنچه كه ذكر شد ، وجه تسميه اين عالم « حضرت علم » به اول و عليم و رب اعيان ثابته معلوم گرديد ، از جهتى باطن مطلق ذات و حقيقت وجود است ، كما اينكه اول مطلق هم مقام ذاتست« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ » .( 2 ) . به عقل اول و ساير عقول طوليه و عرضيه اهل ذوق ، وجود كلى و مطلق و عام اطلاق نمودهاند عرفا از عقول تعبير بروح نمودهاند و روح القدس را عقل اول مىدانند ، بر خلاف حكماى مشاء كه عقل عاشر را روح القدس ، و حكماى اشراق رب النوع انسانى را جبرئيل مىدانند .