شده است . اين تعين ثانى نفسى از جهت آنكه اصل جميع ظهورات و تعينات و مرجع كليه صور و مبدا ظهور اصل جميع اسماء الهيه و مرجع كافه اسماء و صفات است ، مرتبه الوهيت و تجلى حق باسم اللّه و إله نيز تعبير شده است .
و چون جميع معانى كليه و جزئيه در اين مرتبه تحقق دارند ، از آن تعبير بعالم معانى شده است . از مقام واحديت به حضرت ارتسام نيز تعبير شده است ، چون كثرات نسبى منسوب باسماء الهيه و تحقق و كثرات حقيقى كونى در اين مرتبه ارتسام دارند .
اين مرتبه را حضرت عمائيه نيز ناميدهاند ، چون مقام واحديت برزخ حاصل بين وحدت و كثرت است ، باعتبار اشتمال بر حقايق كليه اصليه از جهت آنكه صلاحيت اضافه به حق را بنحو اصالت ، و اضافه بخلق ، و عالم كون به تبعيت اضافه به حق و انتشاء انواع حقايق و جزئيات را بنحو تفصيل واجد است .
مقام واحديت را چون محلّ تجلى متعين و ظاهر عالم وجود است ، مقام ظاهر اسم اللّه ناميدهاند ، چون مقام احديت باطن اسم اللّه و تمام حقيقت انسان كامل است . و بعدا بيان خواهيم نمود كه اسم الله از تعينات حقيقت محمدى ( ص ) است و انسان ختمى محمدى و اولياى محمديّين مظهر اللّه ذاتى مىباشند .
* * * عماء را گاهى در تعين اول اعتبار نمودهاند ، مثل اينكه قونوى در تفسير فاتحه گفته است : « متى ذكرت البرزخ الاول و حضرت الاسماء و حد الفاصل و مقام الانسان الكامل و حضرت احدية الجمع و الوجود و اول مراتب التعين و صاحبة الاحدية و آخر مرتبة الغيب و اول مرتبة الشهادة [ بالنسبة الى الغيب المطلق ] و
هامش
با تحقق اثر خفى و غير ظاهر در اين مرتبه مندرج است و حقيقت محمديه « ص » ، جامع بين دو طرف حدوث و قدم است . حقيقت انسان كامل ، داراى دو نسخه ظاهر و باطن است ، نسخه ظاهر آن مضاهى با عالم وجود است و نسخه باطن آن مضاهى حضرت الهيه است .تقدير به يك ناقه نشانيد دو محمل * ليلىّ حدوث تو و سلمىّ قدم را