در احديت كه ملازم با حب به ذاتست به حكم : « فاحببت آن اعرف » ، منشأ ظهور كثرات مندمج در احديت به مقام واحديت گرديد كه از آن بكمال استجلاء تعبير كردهاند . كثرات موجود در احديت بوجود جمعى قرآنى بعينها در واحديت بظهور تفصيلى فرقانى موجودند . فرق بين احديت و واحديت باجمال و تفصيل است .
واحديت ، تعين احديت است و هر تعينى ظاهر ، و باطن آن تعين ندارد ، كما اينكه مقام ذات ، باطن و واحديت ظاهر آن است ، همانطورىكه مقام خلق و فعل نسبت به واحديت ظاهر و واحديت باطن مقام فعل و كثرات است . روى اين جهت ، فرق فيض اقدس با مقام ذات باجمال و تفصيل و اطلاق و تقييد است . فيض مقدس نيز همان تعين فيض اقدس است ، نظير فرقى كه بين واحديت و احديت است .
حضرت احديت جمع و وجود و تعين اول و قابل اول و مقام او ادنى و تجلى اول ، و حقيقت محمديه « ص » كنايه از اول تعين وجود است كه از اين تجلى ، رقيقهء عشقيهاى ظاهر شد كه عندليب گلستان توحيد ، خواجه حافظ « قده » به آن اشاره نموده است :
در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
اين رقيقهء عشقيه كه در حديث قدسى به آن اشاره شده است ، منشاء ظهور وجود به صورت اسماء و صفات و اعيان ثابته است كه از آن بكمال استجلاء تعبير نمودهاند . اين تجلى متضمن تميز حقايق و مراتبى است كه در احديت وجود به صورت وحدت « كالشجرة في النواة » موجود بود كه از آن تعبير « برؤية المجمل مفصلا و ظهور المجمل مفصلا » نمودهاند ، و چون حقيقت وجود به حكم « خلقت الخلق لكى اعرف » ، جميع مظاهر خلقيه را « از كليات و جزئيات بحسب استدعاى هر مظهرى ظهور خاص خلقى تفصيلى را » از مقام تقدير كه مرتبهء واحديت و حضرت علم و ارتسام باشد ؛ بوجود خاص خود موجود مىنمايد . اين مرتبه را مرتبهء ربوبيت نيز ناميدهاند ، كما اينكه از آن بمقام قاب قوسين و تعين و قابل ثانى و حقيقت محمديه « ص » ، « 1 » صورت تعين اول و ظل مقام او ادنى تعبير
هامش
( 1 ) . اين مرتبه را حقيقت محمديه به اين اعتبار ناميدهاند كه حقايق كليهء اصليه در عين برزخيت بين وحدت و كثرت