تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
مقام جمع الجمع و حقيقة الحقائق و مقام و مرتبهء عمائيه نيز ناميده‌اند . در اين مقام آنچه كه وجود را از صرافت خارج نمايد و تعين بدهد ، اگر چه آن تعين ، تعين اسمى و صفتى باشد ، ملحوظ نيست و حقيقت وجود به شرط لاى از جميع تعينات است . اگر وجود به شرط شىء ، يعنى به شرط شىء نسبت بحقايق اعيان و صور اسماء و صفات ، يعنى اعيان ثابته لحاظ شود ، به اين معنى كه حقيقت ذات حق به شرط جميع اسماء حسنى و صفات عليا و مظاهر اسماء و صفات و صور صفات حق ، اعم از كليات و جزئيات لحاظ شود ، اين مرتبه را مقام جمع و مقام واحديت و مرتبهء الهيه مىنامند . اين مرتبه ، چون مبدا رسانيدن مظاهر اسماء و صفات و حقايق امكانى مستقر در مقام علم تفصيلى ربوبى بر طبق استعداد اعيان ثابته بكمالات لايق و مناسب با ذات اعيان است ، مقام و مرتبهء ربوبيت نيز نام دارد . « 1 » حقيقت وجود ، اگر لا به شرط و مطلق لحاظ شود ، اسم آن وجود ، وجود مطلق و فيض مقدس و هويت ساريه در جميع اعيان است . شارح محقق به تبع جماعتى از محققان از عرفا ، مرتبهء ذات را اصل حقيقت وجود مطلق ، عارى از قيد اطلاق مىدانند و مخصوصا از آن حقيقت تعبير به لا به شرط نموده‌اند ، آن هم لا به شرط عارى از قيد لابشرطيت . از اين مقام تعبير بكنز خفى و عنقاء مغرب و غيب الغيوب و حقيقة الحقائق و غير اين‌ها از اسماء و القاب نموده‌اند و در تعبير از آن حقيقت گفته‌اند : « لا اسم له و لا رسم له » . در مباحث قبلى متعرض اين اختلاف شديم . مقام و مرتبهء احديت كه مصنف از آن تعبير بمقام جمع الجمع نمود ، اول تعينى است كه حقيقت وجود محض به خود مىگيرد ، كه از آن تعبير به احديت جمع و مقام جمع الجمع و حقيقت محمديه و مقام جمع بين قرب فرائض و قرب نوافل بىتقيّد به يكى از اين دو ، و بىمناوبه ، كه گاهى يكى از اين دو باشد و گاهى
هامش
( 1 ) . رجوع شود بنصوص قونيوى چاپ طهران ، مصباح الانس حمزه فنارى ، چاپ طهران 1323 ص 128 ، 129 .