ساير انحاء تشكيكى در وجود بما هو هو بدون اعتبار تجلى و ظهور در غير ، امكان ندارد ، چون تشكيك از امور اضافى و نسبى و ناشى از ملاحظهء افراد وجود با يكديگر مىباشد ، چه آنكه تشكيك در مفهوم كلى حقايق آن هم باعتبار كليت و اطلاق و عموم ثابت مىباشد .
خلاصهء كلام آنكه تشكيك و تفاوت در وجود ، ناشى از تجلى و سريان فعلى حقيقت وجود است در مظاهر و ماهيات و اعيان ثابته . بنا بر اين ، تشكيك در مظاهر حقيقت وجود است ، نه در اصل وجود . چون وجود بنا بر وحدت شخصى داراى مراتب و افراد نمىباشد ، تا آنكه در آن تشكيك و مراتب تصور شود .
بنا بر قول محققان از حكما كه وجود را با آنكه حقيقت واحده است ، داراى مراتب مقول بتشكيك مىدانند تشكيك در حقيقت وجود لازم و واجب است .
در اوايل فصل بيان كرديم ، كه وجود بما هو هو ، نه عام و نه خاص و نه مطلق و نه مقيد است . از جميع تعينات عاريست حتى از قيد اطلاق تشكيك در مظاهر ، مختار اهل اللّه و عرفا است . محققان از عرفا و صوفيه قائلند : وجود باعتبار تنزل در مراتب اكوان و ظهور در مظاهر امكانى و كثرت وسايطى كه از تجلى متعدد وجود ظاهر مىگردد ، وجود از مقام اطلاق ذاتى تنزل نموده و متصف به شدت و ضعف مىگردد و هر چه وسايط در وجود بيشتر تحقق يابد ، خفاء وجود شديدتر و ضعف آن تمامتر مىشود و اين شدت و ضعف و ظهور و خفا از تنزل وجود از سماء اطلاق به اراضى تقييد منشأ تشكيك و انحاء تفاوت در وجود مىگردد . وجود هر چه به حق اول نزديكتر باشد ، تمامتر و هر چه از نور وجود و مقام اطلاق هستى دور گردد ، ضعيفتر و كمالات وجودى از قبيل علم و قدرت و غير اين دو نيز به تبع وجود ضعيفتر مىشود .
بنا بر آنچه كه ذكر شد ، وجود تشكيك بر مىدارد و قبول تفاوت مىنمايد ، باعتبار ظهور در مظاهر و اعيان . و چون حقيقت وجود بما هو هو با قيد صرافت واحد است ، و ساير موجودات خارج از حقيقت وجودند و تشكيك ناشى از تجليات وجود است ، حقيقت وجود مشكك نيست . چون تشكيك از امور نسبى و اضافيست و از مقايسهء وجودات با يكديگر تحقق پيدا مىنمايد . وجود بما هو هو
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: سيد جلال الدين آشتياني
ص١٩٤