حكما ، تشكيك خاصى است . چون وجود بنا بر اين مشرب ، داراى حقايقى است متعدد كه ما به الاشتراك در آن حقايق ، عين ما به الامتياز است . چون حقيقت وجودى كه در آن تشكيك است و مفهوم وجود از آن حقيقت بدون حيثيت تقييديه انتزاع مىشود و صاحب درجات مختلف است با حفظ وحدت ، سارى در همه حقايق وجودى است .
قسم سوم از تشكيك ، تشكيك خاص الخاصى است . چون مفهوم وجود حاكى از يك حقيقت ، بلكه يك فرد واحد است و مصداقى غير از يك فرد منحصر ندارد ، و از براى آن حقيقت ، افراد متباينه ، « بنا بر قول مشاء » ، و مراتب متكثرهء متفاضله ، « بنا بر مسلك محققان از حكما » نيست ، بلكه از براى مفهوم يك وجود است كه اصل و عاكس و مضىء و شاخص است . و مظاهر وجودى ، فروع و عكوس و افياء و اظلال آن حقيقت است .
قسم چهارم از تشكيك ، تشكيك اخصالخواصى است . بنا بر اين مسلك ، مفهوم وجود از يك وجود صرف محيط ، انتزاع مىشود . مظاهر و ماهيات و اعيان ثابته ، ثانية ما يراه الاحولند و سراب و خيالى بيش نمىباشند .
قسم پنجم از تشكيك ، تشكيك صفاء خلاصهء خاص الخاصى است ، تشكيك در اين قسم از اقسام در اطوار و ظهورات حقيقت وجود است ، نه در اصل وجود .
قسم ششم ، تشكيك صفاء خلاصهء اخصالخواصى است . در اين قسم از تشكيك ، حقيقت وجود منزه و مبراى از كثرت است و از وحدت مقابل كثرت تنزه دارد و همچنين از جمع بين كثرت و وحدت نيز مبراست . تفاوت در اين قسم از تشكيك در عين آنكه در ظهورات و مظاهر و تجليات است ، به حكم سريان حكم احد المتحدين در آخر ، در اصل حقيقت نيز موجود است و سلب تفاوت در عين اثبات است . « 1 »
هامش
( 1 ) . اينكه مرحوم حكيم الهى و عارف ربانى ، آقا ميرزا مهدى آشتيانى « قدس اللّه روحه » ، در حاشيه بر شرح منظومه منطق « چاپ طهران ص 156 و 157 » ، قول منسوب بذوق التأله را كه محقق دوانى قائل است ، از