خواص افراد انسان است . « 1 » اگر تفاوت در افراد وجود ، و وجود را از اينكه عين حقيقت افراد باشد ، از وجود بودن خارج نمايد ، بايد انسان را هم از اينكه عين حقيقت افراد خود از قبيل : عمرو ، بكر ، خالد و وليد است ، خارج نمايد و افراد انسان ، انسان نباشند ، با اينكه انسان ، مفهوم عام نوعى كليست كه از افراد انتزاع مىشود .
اما تفاوتى كه در افراد انسان است ، اين تفاوت در افراد ساير انواع امكان ندارد ، چون انسان داراى دو جنبه است و مخلوط و معجون از دو خميره مىباشد ، باعتبار قواى انسانى و سير الى اللّه مىتواند از جميع موجودات كاملتر گردد ، و باعتبار قواى حيوانى و شهوانى جزء حيوانات است ، و اگر در رشتهء قواى مربوط به حيوانى سير نمايد و از صراط انسانى منحرف شود ، در جهات سبعى و حيوانى و سير در قواى غضبى و مشتهيات نفسانى از هر جانورى درندهتر مىگردد .
اى دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از اين خواب گران
كشته گرگان يكسره غوغاى تو * مىدراند از غضب اعضاى تو
به همين جهت بعضى از افراد انسان بحسب سير صعودى « 2 » و عروج معنوى از
هامش
( 1 ) . خواص انسان اگر از قبيل اعراض باشد ، شدت و ضعف در عرض و تفاوت در اعراض ناشى از اختلاف و تفاوت در ذوات موجوداتست ، مگر آنكه بگوئيم كما هو الحق ، اصل ثابت هر نوع ، كلى طبيعى مصطلح عرفا است و افراد ظهورات آن حقيقت مىباشند - كما حققناه سابقا .
يك اشكال اساسى بر مصنف وارد است و آن اين است كه تشكيك در آثار ناشى از اختلاف و تشكيك در ذات و اصل آثار است ، چون آثار بدون ذوات الآثار تحققى ندارند . و ديگر آنكه تفاوت در انسان هم در مفهوم كلى آن نمىباشد ، بلكه در وجود خارجى انسان است ، « فافهم و تامل جيدا » .
( 2 ) . افراد انسان ، اگر چه بحسب ابتداى وجود داخل در نوع واحدند ولى باعتبار نهايات وجودى بانواع مختلف محشور مىشوند . براى بحث تفصيلى اين مطلب و اينكه افراد انسان بحسب اطوار وجود داخل انواع مختلف مىگردد ، رجوع شود به اسفار مباحث نفس و شواهد ربوبيه ، مباحث نفس و مبدا و معاد و مظاهر الهيهء آخوند ملا صدراى شيرازى « قده » . چون در تحقيق اين قسم از مباحث اين مرد بزرگ در بين حكما و عرفاى اسلامى متفرد است .
رجوع شود به تمهيد القواعد در توحيد ، « چاپ سنگى طهران 1315 ه ق . » ص 44 تا ص 82 و 83 و 84 مصباح الانس حمزه فنارى ، چاپ طهران 1323 ه ق . ص 52 ، 53 ، 54 ، 56 ، 60 .