تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
امكانيه و وجود امكانى . وجود عام منبسط ، كه ظهور اين طبيعت مىباشد ، بوجهى عين حق و بوجهى غير حق است . بوجه غيريت ، مصحح احكام كثرت و بعث رسل و ارسال و انزال كتب ، و باعتبار وحدت ، مصحح وحدت فعل و توحيد افعالى مىباشد . از اين بيانات ظاهر شد ، كه قول حق همان قول كمّل از عرفاست كه فرموده‌اند : حقيقت وجود ، واحد به وحدت شخصيه است ، وجود حقيقى به اين معنى كه ذكر شد ، حق تعالى مىباشد و بس ، بقيه موجودات نسب و ظهور و شئون و تجلى آن يك اصلند .
عالم بخروش لا إله الا هوست * غافل به گمان كه دشمن است او يا دوست دريا به خيال خويش موجى دارد * خس پندارد كه اين كشاكش از اوست
اين است طرز استدلال بر وحدت وجود و اثبات وجود واجبى ، بطريق محققان از عرفا و متألهان از حكما « قدس اللّه اسرارهم » . بايد توجّه داشت كه وجود امكانى اگر چه مصداق وجود است ولى از آنجا كه عين ربط به علت است و اضافهء وجود مطلق است ، ذاتش متقوم به علت است و صدق موجود بر آن به‌نحوى از تبعيت است .

رواية و جسارة

بعضى از متأخران « 1 » به اين برهان اشكال كرده‌اند ، حاصل اشكال اين است : « مراد از طبيعت وجود كه موجود بنحو ضرورت ازليه از آن انتزاع مىشود ، طبيعت صرفه يا طبيعت غير صرفه يا طبيعت مطلقه بنحو الاطلاق است ؛ اگر مراد از طبيعت ، طبيعت صرفه باشد ، صحيح است ، و آن طبيعت واجب و ازلى است . و ليكن مرتبهء طبيعت وجود ، منحصر در صرف نمىباشد ؛ بلكه مرتبهء صرفه ، يكى از مراتب طبيعت است .
هامش
( 1 ) . مثل سيد الحكماء آقا ميرزا ابو الحسن جلوه و برخى ديگر از معاصران او . رجوع شود به حاشيه جلوه بر رساله عارف محقق آقا محمد رضا ، مطبوع در آخر كتاب تمهيد القواعد ، چاپ 1315 ه ق . ص 217 .