تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
همان‌طورىكه بيان شد ، تعين ندارد ، حتى از قيد اطلاق هم عارى است بر خلاف فيض مقدس كه مقيّد باطلاق است ، و وجود خارجى اعيان و وجود ذهنى ماهيات ، ناشى از تجلى حق به صورت وجود منبسط و فيض مقدّس است . لذا وجود خارجى و ذهنى دو سايه و دو تعين از تعينات وجود منبسط است . اصل حقيقت وجود بوجود منبسط متعين و مقيد شده است و از مقام صرافت تنزل نموده است . وجود منبسط به‌واسطه قبول تقيدات خاصه ، به صورت اعيان خارجيه از قبيل جوهر و عرض ، وجود خارجى و وجود علمى در آمده است ، چون وجودات مقيده ، از كثرت قيود و تضاعف تقيدات اصل وجود ، ظهور پيدا كرده است . و به همين معنى در آيه شريفه اشاره شده است :
« أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ ، وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً » .
حقيقت وجود ، واجب بالذات و ثابت بنفس خود ، و مبدا ثبوت و تحقق ماهيات و اعيان است . آن حقيقت ، باعتبار مقام واحديت ، باسماء الهيه و نعوت ربانيه موصوف است ، در لسان انبيا و اولياء كه بمقام اسماء و صفات متصل شده‌اند ، خوانده شده است ، و خلق خود را بدين سبب بسوى ذات خود هدايت نموده است و مظاهر وجودى خود را « افراد انسان » توسط انبياء بمقام عين جمع « مرتبهء احديت » ، و مرتبهء الوهيت « مقام واحديت » ، هدايت نموده است . بلسان انبياء خبر داده است كه بحسب هويت و ذات با هر موجودى معيت قيومى دارد ؛ چون علت ، مقوم وجود معلول است و انفكاك اين دو از يكديگر محال است . و بحسب حقيقت با هر موجود زنده‌اى همراه است ؛ ( چون حيات ذاتى ، سارى در جميع اشياء است ) . حقيقت حق ، به عباد خود خبر داده است كه : بحسب فيض منبسط و رحمت واسعه ، عين هر موجودى ، و اصل هر ثابتى است ؛ و باعتبار ظهور در ملابس اسماء و صفات و ظهور در كسوت خلق در عالم خارج و علم ، عين هر ذى وجودى است ؛ و باعتبار اصل ذات و هويت و بملاحظهء اسم باطن و به جهت اختفاء او باعتبار ذات و برترى آن حقيقت بملاحظهء صفات عليا و اسماء حسنى ، و تنزّه اصل ذات از مخالطت با ممكنات و امتزاج با ماديات ، و مبرّا بودن از حدّ وجودى و تنزه آن ذات از علائم و جهات حدوث و لوازم عالم ماده و تكوين ، غير اشياء است . و