تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

بحث و تحقيق

لفظ كون باصطلاح محققان از عرفا ، غير كون باصطلاح حكما است . بيان اين مطلب توقف بر ذكر مقدمه‌اى دارد ، كه براى توضيح و تحقيق مطالب موجود در اين كتاب بسيار نافع است . وحدت دو اعتبار دارد ، يكى وحدت ذاتيه كه از آن به وحدت حقيقيه و مطلقه تعبير نموده‌اند . اين وحدت ، وحدتى است كه در آن مفهومى كه مشعر بتعدد و غيريت و دوئيت باشد اعتبار نشود ، حتى بايد ملاحظهء عدم كثرت و تقابل با كثرت و بشرطلائيت آن از كثرت ، لحاظ نشود . چنين وحدتى نه تقابل با مفهومى دارد ، و نه مفهوم ديگر در مقابل آن بنحو تقابل و غيريت لحاظ مىشود . اين وحدت عددى نيست ، بلكه وحدت اطلاقى و انبساطى است . اطلاق وحدت به حق تعالى در مثل « اللّه واحد » اشاره به اين معنى است اين وحدت را وحدت ذاتى مىگويند و امرى است كه زائد بر ذات واحد نمىباشد . يك قسم ديگر از وحدت وحدت نسبى است كه زائد بر ذات واحد است اين وحدت را تعريف كرده‌اند « كون الشىء بحيث لا ينقسم فى ذاته الى الامور المتعددة من حيث هو كذلك » . اين وحدت با كثرت و كثير تقابل دارد ولى تقابل عرضى . كثرت نيز دو معنى دارد . كثرت ذاتى و كثرت حقيقى اين كثرت در اشيائى كه بين آنها جهت وحدت و يا امرى كه مشعر به جهت وحدت اشتراك باشد موجود نباشد حتى عدم اعتبار وحدت هم در آن ملحوظ نيست چون اين اعتبار مشعر به جهت وحدت است . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان‌طورىكه ذكر شد ، وحدت حقيقيه وحدتى است كه تحقق و ثبوت و تصور آن توقف بر تعقل كثرت ندارد . اگر توقف بر لحاظ كثرت داشته باشد ، وحدت عددى است . چون وحدت عدديه منشأ تحقق كثرتست . وحدت حقيقى را تعريف كرده‌اند : بكون الشيء او كون الواحد واحدا لنفسه ، بدون آنكه اعتبار صفت و موصوف در آن ملحوظ گردد . از خواص وحدت حقيقيه ، سريان آن وحدتست در جميع موجودات ؛ چون حكم احدى الهى در همه اشياء سريان دارد .
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 151 | سيد جلال الدين آشتياني