دوم كثرت اضافى و نسبى كثرت نسبى را تعريف نمودهاند « كون الشيء بحيث ينقسم الى الامور المتعددة من هو حيث هو كذلك » .
بعد از وضوح اين مقدمه گفته مىشود : حقيقت وجود حق ظاهر بنور ذاتى كه باعتبار ذات متصف به وحدت اطلاقى سعى انبساطى محيط بجميع كثراتست و آنچه كه از سنخ حقيقت وجود است بحسب اصل ذات واجد است و مشتمل است بر جميع مراتب از احديت و واحديت و جبروت و ملكوت و برازخ چنين حقيقتى به اين قيد اگر ملاحظه شود بهنحوى كه جميع كثراتى را كه در موطن ذات به يك وجود موجودند و در مقام فعل متكثر و متعددند جامع باشد و به عبارت ديگر اصل حقيقت وجود « حق » كه در مرتبهء تجلى و فعل داراى تعينات متكثره است كه از آن تعينات تعبير به نسب و روابط نمودهاند و آن نسب را حكما اضافهء اشراقيه دانستهاند اگر لحاظ بشود باعتبار اين كثرات « اسمائى و صفاتى و كثرات فعلى و خلقى » متشتتهء در مقام فعل و متوحدهء در مقام ذات واحديت وجود به وحدت حقيقيهء جمعيه بهنحوى كه شوب كثرت در آن وجود نداشته باشد در دو موطن خلق و كثرت حق است باعتبار استجنان در غيب هويت و در حضرت شهود چون خلق به اين لحاظ عارى از تعين خلقى و كثرت ماهوى مىباشد و اگر حقيقت وجود بنحو وحدت نسبى لحاظ شود بهنحوى كه كثرات بامر واحد و وجود واحد رجوع نمايد در دو موطن اسماء و افعال و صفات حق است اگر كثرات بنحو كثرت حقيقى و واقعى ملحوظ گردد و مقام خلق است چون كثرت حقيقى باصل واحد رجوع نمىنمايد ولى اگر كثرات بنحو نسبت لحاظ شود بهنحوى كه كثرات بامر جامع و واحد برگردد ( يعنى انتساب داخل و منتسب اليه خارج از كثرات باشد در موطن ذات و موطن كثرات منسوب باصل واحد و سنخ فارد ) مقام كون و اعيان ثابته است .
به عبارت واضحتر اعيان ثابته و ماهيات امكانيه اگر بنحو وحدت حقيقى لحاظ شود بهنحوى كه شوب كثرات در آن نباشد و كثرات و اعيان مستهلك در غيب هويت وجود باشد مقام غيب وجود و شهود هستى هر دو مقام حق است و اگر اعيان و مفاهيم بنحو كثرت حقيقى لحاظ شود هر دو موطن مقام خلق و مظاهر و شئون است چون وحدت در كثرت حقيقى ملحوظ نيست .
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: سيد جلال الدين آشتياني
ص١٥٢