تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
است . و جميع موجودات عالم غيب و شهادت ، به حكم لزوم رجوع هر فرعى باصل خود ، و هر ظاهرى به باطن ، و غيب و استهلاك جميع اشياء در قيامت كبرى ، و برگشت جميع كثرات باصل وحدت ؛ جميع موجودات به حق اول كه صورت تماميه و مبدا ظهور و تعين اشياء است بر مىگردند .
هر كسى كو دور ماند از اصل خويش * باز جويد روزگار وصل خويش
حقيقت وجود ، « حق اول » باعتبار احاطهء قيوميه‌اش بموجودات و ظهور آن حقيقت در ماهيات و اعيان ملك و ملكوت ، همه حقايق را بشهود حضورى ادراك مىنمايد و بالذات احاطه به همهء اشياء دارد ، و علم هر عالمى مترشح از اوست ، بلكه وجود او بواسطهء صرافت و تماميت ذات و برائت از نقائص و اعدام ، همهء كمالات وجودى و آنچه را كه بامكان عام حقيقت وجود به آن متصف مىشود دارا مىباشد . و جميع صفات ، مستهلك در باطن وجود ، و قائم به مرتبهء احديت وجود است ، و چون كمالات اشياء عارضى و مترشح از كمالات حق است ، حقيقت حق بالذات به آن كمالات متصف است ، بلكه متصف به هر كمالى تجلى و ظهور كمالى حقيقت وجود است ، چون وجود است كه ظاهر در غيب و شهادت است و متحول به صورتهاى مختلف مىگردد ، و به اعتبار ظهور و تجلى در اشياء ، و در آمدن به كسوت موجودات ، و ظاهر شدن بصور كمالات وجودى در مقام تجلى ارفع و فيض منبسط ، و تجلى در اعيان ثابته و ماهيات امكانيه باعتبار آنكه بحسب اقتضاى هر ماهيت و عين ثابتى ، تجلى و ظهور در آن عين مىنمايد ، تابع ماهيات و ذوات مىگردد . يعنى بر طبق اقتضاى هر ذات و عين ثابتى ، در آن تجلى مىنمايد . تبعيت حق از ماهيات و اعيان ثابته ، مستلزم نقص و عيب و احتياج نخواهد شد ؛ چون اعيان ثابته نيز وجودات خاصه‌اى هستند كه مستهلك در احديت وجود بودند ، و بحسب فيض اقدس در مقام واحديت به صورت مظهر اسماء و صفات در آمده‌اند ، و باعتبار فيض مقدس ، مظهر خارجى اسماء و صفات حق مىگردند ، و چون ذوات و اعيان ناشى از فيض اقدسند ، يك حقيقت واحد اطلاقى از باب اتحاد بين ظاهر و مظهر بحسب ذات ظاهر است ، و باعتبار ظهور
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 144 | سيد جلال الدين آشتياني