تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
مىنمايد ، و نه سلاك بحسب شهود و حضور ، محيط بر اصل حقيقت وجود مىشوند . پس به اين اعتبار ، وجود بحسب مصداق و تحصل خارجى ، اظهر از همه اشياء است و به اعتبارى نيز مخفىترين حقايق است . لذا عالم‌ترين اشخاص به حق تعالى « يعنى خواجهء عالميان » ، در دعاى خود فرموده است : « ما عرفناك حق معرفتك » . هيچ موجودى در عقل و خارج تعين پيدا نمىكند ، مگر آنكه حقيقت وجود به آن شىء احاطه دارد و آن شىء محاط باصل حقيقت وجود است . قوام و تقوم موجودات باصل وجود است ، اگر وجود نبود ، هيچ موجودى در عقل و خارج تحقق پيدا نمىنمود . قوام همهء حقايق بوجود است ، بلكه وجود باعتبار تجلى و سريان ، عين هر موجودى است . « 1 » وجود است كه در مراتب مختلف ، تجلى « 2 » مىنمايد ، و بصور اشياء و ماهيات و حقايق أعيان در موطن علم « ذهن » و خارج ظاهر مىشود . در هر موطن اسمى دارد ، باعتبار ظهور ذهنى و تجلى علمى عين ثابت و باعتبار وجود خارجى ، ماهيت ناميده مىشود . تفصيل اين بحث در فصل سوم خواهد آمد . بين وجود و عدم ، واسطه متصور نيست ، كما اينكه بين موجود و معدوم واسطه تعقل ندارد . ماهيت حقيقيه باعتبار آنكه متصف بوجود و عدم است ، باعتبار مفهوم و حمل اولى واسطه بين وجود خاص و عدم خاص است « 3 » ماهيت مطلق اعتبارى ،
هامش
( 1 ) . چون حقيقت حق تعالى ، با تمام جهات كبريائى نيز داخل در اشياء نمىباشد ، باعتبار فعل و سريان فعلى و مشيت و اراده و علم و قدرت فعلى ، عين اشياء است ، چون آنچه در خارج تحقق دارد ، از او ظاهر شده است ، به يك معنى ظاهر و مظهر در واقع اوست : « هو الظاهر و المظهر ، بمعنى ان شيئا من الظاهر و المظهر ليس خارجا عنه ، لانه ظاهر من حيث الذات ، و مظهر من حيث الفعل ، موافقا لقوله تعالى :هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ ؛ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » .( 2 ) . عبارت قيصرى اين است : « فهو مقومها ، بل هو عينها ، اذ هو الذى يتجلى في مراتبه و يظهر بصورها الخ » . حقيقت وجود تجلى در مراتب خود مىنمايد ، يعنى از تجلى يك حقيقت ، مراتب متعدد و مختلف محقق مىشود . ظاهر و مظهر يك حقيقت است . ( 3 ) . ماهيت باعتبار مفهوم غير از وجود و عدم است ، و لو آنكه همين مفهوم باعتبار حصول ذهنى نوعى از وجود است . خلاصه آنكه ماهيت كه از آن تعبير به كلى طبيعى نموده‌اند ، باعتبار مفهوم و حمل اولى غير از وجود و عدم است ، به‌نحوى كه مسامحة از آن تعبير بواسطهء بين وجود و عدم نموده‌اند . محققان
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 129 | سيد جلال الدين آشتياني