و چون هر وجودى در دار هستى ، مدخليتى تام از براى خلقت اشياء دارد ، بهنحوى كه از عدم آن ، عدم جميع اشياء لازم مىآيد ؛ به جهت آنكه برگشت تمامى موجودات بوجودى واحد من جميع الجهات است ، كه نظام و ترتيب وجود از عقول طوليه و عرضيه و مجرده و ماديه و دنيويه و برزخيه و اخرويه ، بسته بنظام تام اوست و بعلم عنائى ذات خود ، كه در او علم بجميع اشياء منطويست : ( علم اجمالى در عين كشف تفصيلى ، به حكم بسيط الحقيقة كل الاشياء ) ، مراتب وجوديه را از درّه الى الذره بوجود آورده است .
از اين رشته ، جعل وسائط طوليه و عرضيه ماديه و مجرده ، به رشتهء سبب سازى تعبير شده است .
غير از اين ارتباط ، ارتباط ديگرى حق با مجعولات امكانيه بلا واسطه دارد ، كه از آن بوجه خاص و رشتهء سببسوزى تعبير نمودهاند كه جميع وسائط در مقابل سيطره و عظمت وجوبى مقهور و فانى ، و حق تعالى متجلى و متظاهر در جميع اشياء است . نگارنده برهانى خاص بر اين مطلب دارد كه باختصار ذكر مىكند :
در جاى خود ثابت شده است ، كه علت بوجود خارجى ، مقوم و مؤيّس وجود معلول است ، و اين تقويم ، از تقويم جنس و فصل اجزاء ماهيت را تمامتر است ، و معلول بحسب ذات ، محتاج به علت است ؛ بهطورىكه حضور علت از براى آن ، از حضور ذاتش براى خودش تمامتر است ، اگر كسى هم بخواهد حقيقتى را شهود كند ، اول بايد علت موجدهء آن شىء را به مشاهدهء حضوريه ادراك نمايد .
مبدا و علت العلل كه حق تعالى باشد ، برهان بر جميع اشياء و اقرب از هر شيئى بر آن شىء است :
« نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
، و
« هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ،
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ » .
در روايت است كه منصور بن حازم ، كه از اصحاب امام باقر ( ع ) مىباشد ، به حضرت عرض مىكند كه با قومى مجادله كردم ؛ آنها مىگفتند ما خدا را از اشياء مىشناسيم ، من گفتم خداوند بالاتر است از آنكه او را بوسيلهء مخلوق بشناسيم ، حضرت او را تحسين نمود .