است ، و منافاتى بين وحدت حقيقيه و كثرت حقيقيه نيست ، وحدت اثر نفس حقيقت وجود است و كثرات بواسطهء ظهور حقيقت وجود در ماهيات مختلفه مىباشد . « 1 »
جمله يك نورند ، اما رنگهاى مختلف * اختلافى در ميان اين و آن انداخته
و اين وجود واحد در مقام فعل ، عين ماهيات مختلفه است كه سارى در تمام ماهيات است و چون وحدت حقيقت وجود ، وحدت اطلاقى و انبساطى و بالجمله وحدت حقيقى مىباشد ، منافات با كثرت حقيقى ندارد ، آن وحدتى كه منافات با كثرت حقيقيه دارد ، وحدت عدديه مىباشد و اين إطلاق و انبساط و سريان خارجيه است كه بتعينات امكانيه متعين شده است ، و در ملابس اعيان ثابته و ماهيات امكانيه ظهور نموده است .
( ان الحق ، المنزه عن نقائص الامكان ، بل عن كمالات الأكوان هو الحق المشبّه ، و ان كان قد تميز الخلق عن خالقه بامكانه و نقصه ) .
چو آدم را فرستاديم بيرون * جمال خويش در صحرا نهاديم
قال على « ع »
« انّ اللّه تعالى تجلّى لعباده من غير أن رأوه . و أراهم نفسه من غير أن يتجلى لهم » .
مشاهدهء صريح اين حقيقت محال است ، و آنچه را كه ما از حق ادراك مىنمائيم ، عبارت از يك نحوه تعين خاص امكانى است كه بنور رشحى و ظهور ظلى ، ظهور پيدا نموده است . انبساط و ظهور اين حقيقت در كثرات ، مثل انبساط دم در اعضاء يا سريان دهن در اشياء و انبساط بحر در امواج نمىباشد تا به تبعيت محل متجزى و متقدر شود ، اين انبساط انبساط اشراقى و تجلى فعلى حق است كه
هامش
( 1 ) . آخوند ملا اسماعيل اصفهانى ، معروف بدرب كوشكى و واحد العين ، بطور فهرست اقوال در وجود را بيشتر از آنچه در اسفار موجود است ، در حواشى شوارق ذكر كرده است ، و ابن تركه نيز در حكمت اعتماديه اقوال در وجود را بيان نموده است .