تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
وجودش عارى از تركيب و تقييد و تخصيص است .
( وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها ) .
همان‌طورىكه قبلا در اين رساله بيان شد ، اين ظهور و تدلى و تجلى در ملابس اسماء و اعيان ثابته را وحدت در كثرت ، و رجوع اين كثرات را به وحدت ، حقيقت وجود كثرت در وحدت مىگويند . به اين اعتبار كمّل از عرفا فرموده‌اند : « انت مرآته و هو مرآة احوالك » . به يك نظر حق تعالى ، مرآت اشياء است و به يك نظر اشياء خارجيه مرآت حقند ، و گفته‌اند : عارف و اصل كامل ، ذو العينين است . هم حق را بحسب فعل ، ظاهر در اشياء مىبيند و هم خلق را « به حكم النهايات هى الرجوع الى البدايات » ، در حق ملاحظه مىنمايد . صاحبان عين يمنى را تنزيهى و دارندگان عين يسرى را تشبيهى مىنامند . ولى ساكنان صوامع ملكوتى ، صاحب عينين مىباشند ، نه شهود حق آنها را از شهود خلق مانع ، و نه شهود خلق آنها را از تماشاى جمال ذو الجلال حاجب است . و مراد رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله ، كه در دعاى خود گفته است : « ربّ ارني الأشياء كما هى » . همين است ؛ چون وجود مقدس حق ، مقوم و محصل اشياء است ، و نيست مرتبه‌اى از وجود كه حق در آن مرتبه موجود نباشد ؛ و بموجب آيهء كريمهء .
« هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ »
، و خبر بلاغت اثر : « ما رأيت شيئا الّا و رأيت اللّه قبله و بعده و معه و فيه » ، در هر مرتبه‌اى از مراتب وجود ، حق تعالى موجود است و در همان مرتبه ، طرد عدم از ماهيات ثابته مىنمايد . و تحقيق اين مطلب خواهد آمد ، كه حق تعالى فقط از راه اسباب و معاليل متوسطهء بين او و اشياء رابطه با مخلوقات ندارد ، كما اينكه كثيرى از فلاسفه بر آن رفته‌اند ؛ بلكه ارتباط حق باشياء از دو راه است : يكى از رشتهء سبب سازى و ايجاد معدات از براى خلق اشياء كه وجود هر چيزى منوط بشرائط و معدات است ؛ زيرا سدّ جميع انحاء عدم معلول جز بجعل وسائط و ايجاد معدات و رفع موانع حاصل نشود : « ابى اللّه ان يجرى الامور الّا باسبابها » .