و اين معيت ، كما اينكه بعضى خيال كردهاند ، معيت علمى نيست و در كلام بلاغت بنيان امير المؤمنين وارد است :
« داخل في الاشياء لا بالممازجة ، و خارج عن الاشياء لا بالمباينة » .
و در مأثورات نبويّه است :
« لو دليتم بحبل إلى الارض السفلى ، لهبط الى اللّه » .
و در كلام فصاحت و بلاغت بنيان حق تعالى است :
« نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » .
دوست ، نزديكتر از من به من است * وين عجبتر كه من از وى دورم
چكنم با كه توان گفت كه دوست * در كنار من و من مهجورم
پس مباينت من جميع الجهات ، بين حق و اشياء محالست . و منشأ تفوه به اين قول ، عدم غور در معارف حقه مىباشد ، كسانى كه به اين طريق سلوك نمودهاند ، تشكيك خاصى را منكرند ، محققان اين توحيد را عامى مىدانند .
بيان مسلك بعضى از صوفيه :
طايفهاى از اهل تصوف ، همانطورىكه ذكر كرديم ، گفتهاند : در دار وجود ، موجود واقعى و نفس الامرى غير از حق تعالى وجود ندارد ، و عالم ، منحصر به يك وجود و هستى صرف و بسيط من جميع الجهات است ، و موجودات متكثره كه در نظر ما جلوه مىكند ، صرف توهم و محض تخيّل و ثانيهء ما يراه الأحولند .
هر چيز كه غير حق بيايد نظرت * نقش دومين چشم احول باشد
وحدت حقيقى صرف ، و كثرت مترائيه صرف التوهم و محض التخيل است ، ( كلما في الكون وهم او خيال . ) اين همان قول به وحدت وجود و موجود است .
بعضى از اكابر ( مرحوم آقا محمد رضا قمشهاى ) فرمودهاند : لازمه اين قول ، نفى شرايع و ملل ، و انزال كتب و بعث رسل است . در بين قائلين به اين قول ، جمعى از اكابرند كه نمىتوان آنها را رمى به اين معانى كرد . محيى الدين عربى در پارهاى