تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
اينكه انكار مطلق سنخيت و لو بنحو اصالت و تبعيت و عكسيت و عاكسيت ، بعينه انكار عليت و معلوليت است و از آنچه كه فرار كرده‌اند ، دچار آن شده‌اند . قرآن كريم و أخبار نبويه و آثار ولويه ، مشحون از اثبات اين معنى است ، چنانچه فرموده است :
« قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ » .
مه فشاند نور و سگ عوعو كند * هر كسى بر طينت خود مىتند
اگر ذات مقدس حق ، متباين من جميع الوجوه با اشياء خارجيه باشد ، هيچ موجودى جهت معلوليت پيدا نخواهد كرد . چون مباين بما هو مباين ، از آن جهت كه مباينست ، از مباين صادر نشود ، و مباين بما هو مباين ، مصدر چيزى كه مباين با آن باشد ، نخواهد شد ، و چيزى كه منافى با طبع فاعل و ملايمت با ذات فاعل نداشته باشد ، از فاعل صادر نشود ، مباين ، حكايت از فاعل خود ننمايد . « و هل يكون الظّلمة آية النور و الظّل آية الحرور » . همان‌طورىكه فاعل تام ، جهت ذاتش منشأ صدور معلولست ، همين‌طور معلول تام ، جهت ذاتش مجعول و معلولست ، به‌طورىكه از اين شأن منسلخ نخواهد شد ، و هر وجود معلولى بعينه تابع علتست ، و استقلال در او راه ندارد ؛ بلكه عين الربط و صرف الفقر است ، و معناى عدم استقلال ، آنست كه وجود خارجى علت مقوم ذات و محصل جوهر خارجى معلولست ، و احاطهء علت را بر معلول ، احاطهء قيوميه دانسته‌اند ، و معلول در مرتبهء وجود ، محتاج به علت و علت مقوم اوست . و تقويم علت ، وجود معلول را از تقويم ذاتيات و اجزاء ذات ماهيت ، ماهيت را اتم و اقوى است و به همين معنى در كلام الهى اشاره شده است :
« أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ » .
گفتم بكام وصلت خواهم رسيد روزى * گفتا كه نيك بنگر ، شايد رسيده باشى
و در كلام معجز نظام حق است :
« وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ »
.
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 116 | سيد جلال الدين آشتياني