تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
مولاناى بزرگ يا در مدرسهء مولانا پهلوى بانى مدرسه امير بدر الدين مدفونست ) هم دليل است كه تذكره‌نويسان و اصحاب مناقب از اين قضيه خبر درستى نداشته‌اند و آنان كه اين خبر را قطعى شمرده‌اند مأخذشان همان روايت بىبنيان افلاكى است كه از قول سلطان ولد نقل كرده و با ولدنامه كه نسبت آن بسلطان ولد قطعى است به هيچ‌روى سازش ندارد . مؤلف الجواهر المضيئه نيز كه با مولانا قريب العصر است حادثهء قتل شمس را به صورت ترديد تلقى كرده ولى غيبت و استتار او را ثابت شمرده و گفته است : « 1 » « و عدم التبريزى و لم يعرف له موضع فيقال ان حاشية مولانا جلال الدين قصدوه و اغتالوه و اللّه اعلم » و دولتشاه هم گويد « 2 » « و در فوت آن سلطان عارفان اختلاف است » . جستجوى مولانا از شمس و دو بار مسافرت او بدمشق هم در طلب شمس دليل ديگر بر درستى اشعار ولدنامه تواند بود ، چه اگر اين حادثه بر مولانا مسلم شده بود مدت دو سال در صدد جستجوى شمس برنمىآمد و شهر به شهر و كوبكو به اميد ديدارش نمىگشت و چون همه روايات تذكره‌نويسان در كشتن شمس به يك مأخذ نادرست برمىگردد و در برابر روايت ولدنامه و ترديد دولتشاه و مؤلف الجواهر المضيئه و قرائن خارجى بخلاف آن بر مسافرت و ناپديد شدن او دليل است ، پس باحتمال قوىتر بايد گفت كه شمس الدين در قونيه بقتل نرسيده ولى پس از هجرت هم خبر و اثرى از وى نيافته‌اند و انجام « 3 » كار او به درستى معلوم نيست و سال غيبتش بالاتفاق 645 بوده است .
هامش
( 1 ) - الجواهر المضيئه ، طبع حيدرآباد ، جلد دوم ( صفحهء 125 ) . ( 2 ) - تذكرهء دولتشاه ، طبع ليدن ( صفحهء 201 ) . ( 3 ) - زيرا چنان كه گذشت ( صفحهء 76 - 77 از همين كتاب ) اخبار و روايات در اين باب مختلف است و از اشعار مولانا هم چه در مثنوى و چه در غزليات به صراحت اين مطلب مستفاد نيست و ممكن است از روى آن اشارات براى هريك از اين دو روايت مختلف مؤيدات و قرائنى بدست آورد چنان كه ازين ابيات :دريغا كز ميان اى يار رفتى * به درد و حسرت بسيار رفتى كجا رفتى كه پيدا نيست گردت * زهى پرخون رهى كاين بار رفتى بشنو اين قصهء بلهانه امير عسسان * رندى از حلقهء ما گشت درين كوى نهان تو مگو دفع كه اين دعوى خون كهنست * خون عشاق نخفته است و نخسبد بجهان فتنه و آشوب و خونريزى مجو * بيش از اين از شمس تبريزى مگوشايد بتوان اشاراتى بر قتل شمس تصور نمود و در مقابل آن از تعبيرات مولانا كه همواره بقيه در ذيل صفحهء 79