تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
انطاكيه بروم شتافت و يازده سال تمام در روم و از اين مدت پنج سال در قونيه و پنج سال در سيواس و يك سال در قيساريه بسر مىبرد و بنابراين صفى الدين در سال 675 و سه سال پس از وفات مولانا به قونيه رفته و ملاقات او با مولانا صحت ندارد و گفتهء افلاكى از درجهء اعتبار ساقط است ( الدارس ، ج 1 ، ص 130 - 131 ) . ص 128 - اتابكيه و ظاهريه : اين هر دو مدرسه از مدارس شافعيه بود در دمشق و مدرسهء اتابكيه منسوب است بتركان خاتون دختر ملك عز الدين مسعود بن قطب الدين مودود بن اتابك زنگى بن آقسنقر كه زوجهء ملك اشرف مظفر الدين موسى بود و وفاتش در ربيع الاول سال 640 واقع گرديد ( الدارس ، ج 1 ، ص 129 ) و مدرسهء ظاهريه كه در اينجا مقصود ظاهريهء جوانيه مىباشد منسوبست به الملك الظاهر ركن الدين بيبرس معروف به بندقدار ( 676 - 658 ) از ملوك مصر و شام كه در حدود سال 670 آن را تأسيس كرد و صفى الدين هندى روز دوشنبه دوم جمادى الاولى سنهء 691 تدريس خود را در آن مدرسه آغاز كرد ( الدارس ، ج 1 ، ص 349 و 352 ) . ص 139 - ولد صدرو : دربارهء ولد صدرو كه شمس الدين لقب داشت ابن بىبى چنين مىگويد : و شمس الدين ولد صدرو را كه در نفاق و نيرنگ صد رو داشت باعلام اين قضيه نزد امراء مغل و يرغوچيان روان كردند . ( ابن بىبى ، چاپ عكسى ، ص 655 ) و چون مراد از قضيهء مشار اليها حادثهء مخالفت معين الدين پروانه با صاحب فخر الدين على وزير مىباشد و آن واقعه در سال 670 واقع شده ( مسامرة الاخبار ، ص 92 ) پس شمس الدين ولد صدرو بتحقيق تا آن زمان در قيد حيات بوده و از گفتهء ابن بىبى ارتباط او با معين الدين پروانه كه وى را در مسألهء بدان مهمى ( يعنى توطئهء با امراء مغل در برداشتن و محبوس كردن فخر الدين على وزير ) محرم دانسته نيز مسلم مىگردد . » » ؟ ؟ ؟ - سيد شرف الدين : ظاهرا او همان سيد شرف الدين است كه مؤلف مسامرة الاخبار دربارهء وى گويد : سيد شرف الدين كه وحيد عصر و فريد دهر بود و مقتداء مشايخ و علما و سادات از جمله مقطعات كه به دو نوشت يكى اينست قطعه :
ديدم بخواب دوش كه روشن ز ( ظ : چو ) روز بود * كز اولياء ايزدم آمد يكى ولى