تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
بهمت دكتر فريدون نافذ شكر اللّه مساعيه بطبع رسيد و مشتملست بر هفت مجلس از مجالس مولانا مطابق احصاء مصحح و ناشر آن . بايد دانست كه صوفيه مطالبى را كه در حضور جمع و بر سر كرسى يا منبر بيان مىكرده‌اند « مجلس » و اين نوع از وعظ و تقرير كلام را « مجلس گفتن » مىناميده‌اند نظير منبر و منبر رفتن باصطلاح وعاظ و مقامه و انشاء آن در موضع خود از تعبيرات ادبا و مجلس گفتن در ميانهء صوفيه از ديرباز معمول بوده و ابتدا بر سطح زمين و از روزگار يحيى بن معاذ رازى ( متوفى 258 ) بر سر كرسى مجلس مىگفته‌اند ( قوت القلوب ، طبع مصر ، ج 2 ص 47 ) و چنان كه معارف بهاء ولد همان مجالس اوست كه به صورت كتابت درآمده و جمال تدوين يافته است . ظاهرا مولانا بعد از اتصال بشمس تبريز دست از وعظ و مجلس گفتن كشيده و به روايت افلاكى به خواهش رجال ديوان و مريدان خود تنها يك‌بار پس از تبدل حال بمنبر برآمد و از گرمى وعظ و تأثير ارشاد او از مستمعان شور قيامت برخاست و ديگربار بمنبر نرفت و مجلس نگفت پس مجالس سبعه از اين جهت مفيد است كه طرز تفكر و روش بيان مولانا را در دورهء نخستين حيات تا حدى آشكار تواند كرد . ترتيب تقدم و تأخر مجالس از روى كتاب بدست نمىآيد و هيچ دليل يا قرينه‌يى وجود ندارد كه بتوان آنها را بحسب تاريخ تقرير و زمان ايراد مرتب ساخت ولى بحدس قوى مىتوان گفت كه مجلس دوم بحسب زمان بر ديگر مجلسها مقدم ايراد شده است زيرا در آغاز اين مجلس مولانا از استاد و پدر و مادر خود نام مىبرد و در حق آنان دعاى خير مىگويد و از سياق مطلب به خوبى واضح است كه استاد و پدر و مادر وى در آن هنگام زنده بوده‌اند ( مجالس سبعه ، ص 49 ) و چون مولانا از سال 617 در مسافرت بوده و احتمال آنكه اين مجلس را قبل از اين تاريخ كه هنوز به حد بلوغ هم نرسيده بود ايراد كرده ضعيف است به درستى نمىتوان گفت كه در چه تاريخ و كدام محل اين مجلس را گفته است ولى تقرير آن بىشبهه مقدم بوده است بر سنه 628 كه سال وفات پدر او مىباشد . كليهء اين مجالس شروع مىشود به خطبهء عربى مسجع تكلف‌آميز كه به قوىترين