تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
عرفا به عربى و فارسى كه ربطى با متن ندارد . 4 - نسخهء كتابخانهء فاتح به شمارهء 2788 مشتمل بر 123 ورق 5 / 17 * 5 / 26 هر صفحه 22 سطر كه در صفحهء ( 1 ) آغاز مىشود به عبارت « تاكنون بىغصه و رنج بود كاركى مىكرد » و در صفحهء 47 به جملهء « در صورت ظاهر نماز وقتى كاهلى مىكنم مرا چنين مىگويند و اللّه اعلم » پايان مىپذيرد و در صفحهء 48 بدين جمله « وا شوقاه الى لقاء اخوانى » شروع و در صفحهء 117 به عبارت « آن ثقل اوست و ثقل آلت » ختم مىگردد و در صفحهء 118 ابتدا مىشود به « كه او را مسند تدريس بود » و منتهى مىشود به « مرا چنين دوستى داد زهى شادى شما هريره مىدانيد كرد » . در صفحهء اول پشت جلدى هست كه در درون آن خوانده مىشود « المجلد من كلمات سلطان المعشوقين مولاناش تبريزى اعلى شانه » و در صفحهء 48 پشت جلدى ديگر است كه در داخل آن نوشته‌اند « المجلد من معارف سلطان المعشوقين مولاناش تبريزى عظم اللّه ذكره » و در صفحهء 124 قيد شده است « انتقل الى العبد مستنجد بن ساتى المولوى عفا اللّه عنه فى شهور سنة تسع و ثمانين و سبعمائة اما تحرير اين كتاب را استاد و استادزادهء حقيقى مولانا جلال الدين محمد منجم بن مرحوم سعيد مولانا حسام الدين حسن المولوى كه از خلفاء حضرت سلطان ولد قدس اللّه سره العزيز بوده بقلم درربار گوهر نثار مرقوم گردانيده است و السلم » و اين نسخه بهترين و كامل‌ترين نسخ مقالات شمس است و اطلاعات مهم از زندگانى شمس و معاصرين وى و بسيارى از عرفا و متصوفهء گمنام بدست مىدهد و فوائد تاريخى بسيار را متضمن است . 5 - نسخهء خطى متعلق به نگارنده مشتمل بر 396 صفحه بقطع 14 * 20 هر صفحه 15 سطر در متن و 10 سطر در حاشيه به خط نستعليق روشن كه در سنه 1243 تحرير شده و در كتابخانهء مرحوم شعاع شيرازى بدست آمد در سال 1324 شمسى كه اين ضعيف را اتفاق سفر بشيراز افتاد و دانشمند معظم جناب آقاى على اصغر حكمت آن نسخه را بتملّك اين ضعيف درآوردند ، اين نسخه در صفحهء ( 1 ) آغاز مىشود به « من مقالات سلطان - المعشوقين مولانا شمس الدين التبريزى لا اخلى اللّه بركته ، و در صفحهء 13 ختم مىگردد به « نى آن را حامى و معين نبايد » و بلافاصله ابتدا مىشود به « بسم اللّه الرحمن الرحيم پير محمد را پرسيدم هم خرقهء كامل تبريزى » و انتهاء آن در صفحه 302 چنين است