ص 31 - بدر الدين گهرتاش معروف به زردار : اين كلمه را دزدار بخوانيد بتقديم دال مهمله بر زاء منقوطه چنان كه صريحا و واضحا در نسخهء خطى مناقب افلاكى متعلق به نگارنده مكتوبست و دزدار مرادف كوتوال از دارندگان مشاغل مهم بوده و نام ( دزدار - علائيه ) در تاريخ ابن بىبى ( ص 417 ) آمده است و اشتباه واقع در طبع اول ناشى بود از نسخهء خطى مناقب افلاكى متعلق بمرحوم سيد عبد الرحيم خلخالى از اخيار و آزاده مردان عصر رحمه اللّه تعالى .
و اين بدر الدين گهرتاش ظاهرا همان بدر الدين گهرتاش امير سلاح است كه در حدود سال 666 با عدهيى از امراى سلجوقى بقتل رسيد ( ابن بىبى ، ص 642 ) و ممكنست كه افلاكى او را با امير بدر الدين مصلح لالا ( ابن بىبى ، ص 608 ) اشتباه كرده باشد .
ص 32 - معارف بهاء ولد : چنان كه در متن گفته آمد اين كتاب مجموع مواعظ و مجالس و نيز تقرير خواطر و انديشههاى سلطان العلماء بهاء الدين ولد است كه بسيارى از مطالب آن از نظر و تفكر او در ملك و ملكوت بمناسبت عروض حالتى جسمانى يا سانحهاى روحانى از قبيل بىخوابى يا درد سر و انقباض و انبساط قلب و روح يا بر اثر سؤالات مريدان منبعث گرديده و چون طرز تفكر و حدوث خطرات او را نمودار مىسازد بسيار مهم بلكه در زبان فارسى بىنظير است و گاه نيز موجب هيجان روح و فيضان طبع وى تأمل در اسماء پاك خداوند و آيات قرآن كريم و احاديث نبوى است و توان گفت كه هم در كشف اسرار اسماء الهى و شرح رموز آيات قرآنى و بيان نكات اشارات محمدى ص نظير او در ميان اين طبقه كمتر كس شناخته شده است .
چنان كه از خود كتاب استفاده مىشود اكثر يا همهء فصول آن در خراسان انشا و تقرير شده و قرائن و امارات از قبيل ذكر اشخاص و اماكن و ذكر بعضى سنوات و حوادث اين نظر را باثبات مىرساند و بنا به گفتهء درويش فريدون بن احمد سپهسالار بهاء ولد اين مطالب را در مجالس تقرير مىكرده و ملازمان باقلام مىنوشتهاند اينك گفتهء او : اما از كلمات مبارك او كه در ميان جمع بر زبان مبارك مىآمد و ملازمان باقلام مىنبشتند اندكى جهت انموذج بر سبيل تبرك آورده شود . ( رسالهء فريدون سپهسالار ، طبع
زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص١٩٢