طهران ، ص 20 ) .
در هر صورت چه آنكه مطالب كتاب را مؤلف خود بقيد كتابت درآورده و يا آنكه ملازمان نوشته باشند بدون شك و ترديد انشاء عبارت و تقرير مطلب از خود مؤلف است كه بر حاضران مجلس و ملازمان املا كرده و آنان هم بىهيچ تصرف چنان كه درين موارد معمول قدما بوده به صورت كتابت درآوردهاند و طرز عبارت و بيان مطلب حاكى از اينست كه گفتيم و لا غير .
مولانا به مطالعهء اين كتاب اهتمام بسيار داشته و بنا بنقل فريدون سپهسالار سيد برهان الدين محقق « معارف سلطان العلماء را رضى اللّه عنه هزار نوبت به خداوندگار اعادت كردند » و بديهى است كه ذكر ( هزار ) در اين مورد براى بيان كثرتست نه ضعف تقرير برهان محقق يا كمهوشى مستمع و مطابق روايت افلاكى همواره معارف بهاء ولد را مطالعه مىفرمود و در آستين خود مىداشت تا آنكه شمس تبريز او را منع كرد و از مطالعه نهى فرمود .
اين كتاب از جهت اشتمال بر نوادر لغات و تعبيرات بىهمتا و به مثابه دريايى است كه پايانش پديد نيست و بغور آن نتوان رسيد و به حق يكى از خزائن لغات فارسى بشمار تواند رفت .
تمثل و استشهاد باشعار عربى و فارسى در معارف بسيار كم است و تنها يك بيت عربى و نزديك به هيجده بيت پارسى ( غير مكرر ) در آن ديده مىشود .
هنگام تدوين رسالهء شرح حال مولانا جز يك قسمت از معارف در اختيار نگارنده نبود ولى بعدها در نتيجهء فحص و تحقيق معلوم گرديد كه از اين كتاب چندين نسخه در كتابخانههاى استانبول و قونيه وجود دارد و اكنون كه اين حواشى تأليف مىگردد نسخ عكسى ذيل در اختيار نويسنده است :
1 - نسخهء عكسى از روى نسخهء خطى محفوظ در كتابخانهء فاتح استانبول به شمارهء 1716 و آن مشتملست بر دو جزو از اين كتاب و آغاز جزو اول چنين است : اهدنا الصراط المستقيم ، گفتم اى اللّه هر جزو مرا الخ .
و بدين عبارت ختام مىپذيرد : و محرومى بىادب را دهند و اللّه اعلم بالصواب
زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص١٩٣